مطالب مرتبط با پدربزرگ

برای گفتن شب بخیر رفت و حاضرین را بوسید

جی۵ لاین: شوهر من مردی درشت اندام و چاق است. زمانی که دخترمان فرزند دومش را باردار بود ما برای نگهداری دختر سه ساله اش به خانه شان رفتیم. شب اولی که آنجا بودیم نوه […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

جیغ بلند یکی از پسربچه ها افکار آن دو را بر هم زد

جی۵ لاین: پدر بزرگ و نوه کوچکش آرین در حال قدم زدن در پارک بودند که به حوض وسط پارک رسیدند، سر و صدای پسر بچه هایی که مسابقه قایقرانی راه انداخته بودند توجه آنها […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

صورتحسابی برای آیندگان

جهت دانلود داستان صوتی “صورتحسابی برای آیندگان” کلیک نموده و این داستان را با بلوتوث به دوستتان هدیه دهید. حجم فایل: MB693  مدت زمان فایل ۱:۲۸ثانیه چنانچه قادر به شنیدن داستان های صوتی نیستید مرورگر خود را به روز نمایید. […]

۱ دیدگاه مفید - ادامه مطلب

مداد

جی۵ لاین: پسرک پدر بزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت . سرانجام پرسید:ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟درباره ی من می نویسید؟ پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

چی فکر می کردم و چی شد!

جی۵ لاین: گرمای هوا اذیتم میکرد.داشتم به موقعیت خودم و شرایطی که داشتم فکر می کردم،چی فکر میکردم و چی شد؟!! من که هیچ وقت یک جا بند نبودم حالا به عنوان افسر تو یه لباس […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب