مطالب مرتبط با محبت

زهری می خواهم که مادر شوهرم را کم کم بکشد…

جی۵ لاین: دختری مجبور شد بعد از ازدواج با مادر شوهرش در یک خانه زندگی کند. مادرشوهر زنی تندخو و بداخلاق بود. آنها هر روز با هم دعوا می کردند و زندگی تلخی داشتند. دختر […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

فداکاری

جی۵ لاین:این ماجرا در دهه ۱۹۶۰ و در اوج تنش میان سفید پوستان و سیاه پوستان در امریکا اتفاق افتاد. یک شب، حدود ساعت یازده و نیم، یک زن سیاه پوست مسن امریکایی در کنار […]

ادامه مطلب

عروس و مادر شوهر!

جی۵ لاین:دختری ازدواج کرد، ولی هرگز نمی توانست با مادر شوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جر و بحث می کردند، عاقبت یک روز دختر نزد دارو سازی  که دوست صمیمی پدرش بود […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

وقتی که خورشید درس تازه ای گرفت.

جهت دانلود داستان صوتی “وقتی خورشید درس تازه ای گرفت” کلیک نموده و این داستان را با بلوتوث به دوستتان هدیه دهید. حجم فایل: ۸۲۴ KB مدت زمان فایل ۱:۴۵ ثانیه چنانچه قادر به شنیدن داستان های صوتی […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

همیشه تعادل را حفظ کنید.

جی۵ لاین:زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند، برای تبرک و گرفتن نصیحت از پیری دانا نزد او رفتند. پیرمرد دانا به حرمت آن زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار […]

۱ دیدگاه مفید - ادامه مطلب

محبت بی منت

جی۵ لاین:پیرمرد ثروتمندی به سختی بیمار بود و با وجود این که چندین پسر و دختر بزرگ داشت اما هیچ کدام سراغی از پدر و مادر پیر و بیمار خود نمی گرفتند.این پیرمرد ثروتمند باغبان […]

۱ دیدگاه مفید - ادامه مطلب

گل یاس سفید

جی۵ لاین:از دوازده سالگی هر سال روز تولدم یک دسته گل یاس سفید بسیار زیبا برایم فرستاده می شد ،بدون این که نام و نشانی از فرستنده داشته باشد .مدت ها برای پیدا کردن فرستنده […]

۱ دیدگاه مفید - ادامه مطلب

آرتور اش

جی۵ لاین:آرتور اش قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش […]

۱ دیدگاه مفید - ادامه مطلب

قصه ای زیبا

جی۵ لاین:درویشی قصه زیر را تعریف می کرد: یکی بود یکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر  گذاشته بود  وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

بوی مادر

جی۵ لاین:در روز اول سال تحصیلی، خانم تامپسون معلم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت های اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه انها را به یک اندازه دوست […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

محبتی که ابراز نشد!

جی۵ لاین:پیرمرد خوش برخورد و ملیحی هر از گاهی برای فروش اسباب و اثاثیه به عتیقه فروشی مراجعه می کرد. یک روز زن عتیقه فروش پس از خروج پیرمرد از مغازه به همسرش می گوید:” […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

عشق برابر است با عشق

جی۵ لاین:روزی روزگاری، پسرک فقیری زندگی می کرد که ناچار بود برای گذراندن زندگی و تامین مخارج تحصیلش دست فروشی کند. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی به دست […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

دستان پر مهر

جی۵ لاین: روزی در یک دهکده کوچک، معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خود خواست تا تصویری از چیزی که نسبت به آن قدردان هستند، نقاشی کنند. او با خود فکر کرد که این بچه […]

۱ دیدگاه مفید - ادامه مطلب

صدای دل

جی۵ لاین: باران خوبی باریده بود و مردم دهکده ی عارفی به شکرانه ی نعمت باران و حاصل خیزی مزارع عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه ی عارف جمع شدند و به  شادی پرداختند.تعدادی […]

ادامه مطلب

زنجیره ی عشق

جی۵ لاین:  در بعد از ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی« جان» از سر کار به خانه بر می گشت، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش پنجر شده بود و او ترسان و […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

دو دوست

جی۵ لاین: دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور می کردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم؛ بر چهره ی دیگری […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب