مطالب مرتبط با داستان کوتاه

یک شوخی به نظر می رسید

جی۵ لاین: اولین امتحان محسن بعد از قبول شدن در دانشگاه بود، استاد اوراق امتحانی را بین بچه ها تقسیم کرد. محسن دانشجوی درس خوانی بود و سوالات را پشت سر هم به خوبی پاسخ […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

وقتی نیتم را فهمید از تعجب شاخ درآورد

جی۵ لاین: پسرم سینا هفت ساله است و به لطف همکلاسی ها و دوستانش و البته تلویزیون هر روز حرف های رنگارنگ یاد می گیرد و آن ها را در خانه تکرار می کند. یک […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

در اسرع وقت برایم یک نوبت رزرو کنید

جی۵ لاین: مردی به دندانپزشک خود تلفن زد و گفت: لطفا در اسرع وقت برایم یک نوبت رزرو کنید. در دندانم یک حفره بسیار بزرگ ایجاد شده که باید هر چه سریع تر ترمیم شود. […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

ترسش از این بود که انتخاب نشود

جی۵ لاین: وقتی از موقعیتم در زندگی دلسرد و یا ناراحت می شوم یاد امید کوچولو یکی از همکلاسی های پسرم می افتم. قرار بود که در مدرسه پسرم یک گروه تاتر تشکیل شود و […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

به وسایل کهنه و قدیمی خانه نگاه کردم

جی۵ لاین: در حال جارو کردن پیاده روِ جلو خانه بودم که دیدم پسر و دختری کوچک به سویم آمدند. پسر به آرامی پرسید: خانم، روزنامه کهنه دارین؟ می خواستم نه بگویم که چشمم به […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

پروفسور محمود حسابی تکه نخی را آماده کرد

جی۵ لاین: پروفسور محمود حسابی تکه نخی را آماده کرد و به دست پسرش ایرج داد و گفت: بیا و دور سرم را با این تکه نخ اندازه بگیر.پسرش با شرمساری سکوت کرد و دستور […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

دوستم قیمت بلیط را از فروشنده پرسید

جی۵ لاین: یک روز قرار بود به همراه یکی از دوستانم و دو پسر کوچکش به تماشای یک مسابقه ورزشی برویم. هنگام بلیط خریدن دوستم قیمت بلیط را از فروشنده پرسید. فروشنده پاسخ داد: قیمت […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

وقتی بزرگ شدید می خواهید چه کاره شوید

جی۵ لاین: روی تخت خواب در حال عوض کردن جای پسر کوچکم بودم که دختر چهار ساله ام سیما روی تخت پرید، کنار من نشست و گفت: مامان می خواهی وقتی بزرگ شدی چه کاره […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

او کوتاه ترین مرد در آن مهمانی بود

جی۵ لاین: روزی الیور وندر هولمز در مهمانی حضور پیدا کرده بود که بسیاری از سیاست مداران در آن شرکت داشتند. او کوتاه ترین مرد در آن مهمانی بود. یکی از حاضران به حالتی تمسخر […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

از اینکه مردم او را اینگونه ببینند خجالت می کشید

جی۵ لاین: یکی از مریدان شیخ ابوسعید ابوالخیر به نام خواجه حسن مردی خودخواه بود. روزی شیخ او را فراخواند و گفت: سبدی بردار و به بازار برو و مقداری جگر گوسفند بخر، آن را […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

خودم را عقل کل می دانستم و به کسی بها نمی دادم

جی۵ لاین: چهارده سالم بود که مجبور شدم همراه خانواده از شهری که در آن بزرگ شده بودم به شهری دورتر مهاجرت کنم. در دوران بلوغ بودم و تمام وجودم را کینه و تنفر پر […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

شمشیرش را برای کشتن راهب بالا برد

[audio5 src=”http://g5line.com/wp-content/uploads/2012/03/g5line-com-heaven-and-hell.mp3″ loop=”true” autoplay=”autoplay” preload=”auto” loop=”loop” controls=””] جهت دانلود داستان صوتی “شمشیرش را برای کشتن راهب بالا برد” کلیک نموده و این داستان را با بلوتوث به دوستتان هدیه دهید. حجم فایل: ۱٫۱۰ مگا بایت […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب