مطالب مرتبط با باردار

برای گفتن شب بخیر رفت و حاضرین را بوسید

جی۵ لاین: شوهر من مردی درشت اندام و چاق است. زمانی که دخترمان فرزند دومش را باردار بود ما برای نگهداری دختر سه ساله اش به خانه شان رفتیم. شب اولی که آنجا بودیم نوه […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

هوا سرد بود و کسی به زن توجهی نمی کرد

جی۵ لاین: در یک روز برفی احمد در حال رانندگی به سمت خانه اش بود که دید ماشینی در کنار خیابان ایستاده و پیرزنی در حال دست تکان دادن و درخواست کمک از دیگران است. […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

نمی توانیم بازی کنیم، ممکنه به نی نی صدمه بزنه

جی۵ لاین: چندی پیش من و پسر دو ساله ام با هم پیاده روی می کردیم که ناگهان پسرم دستم را کشید و با شور و حرارت گفت: بیا بدویم مامان. بیا! به او نگاه […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب