- جهت دانلود داستان صوتی “ روستاییان و میمون ها“ کلیک نموده و این داستان را با بلوتوث به دوستتان هدیه دهید.
- حجم فایل: ۱.۴۵۴ مگا بایت
- چنانچه قادر به شنیدن داستان های صوتی نیستید مرورگر خود را به روز نمایید.
- دانلود آخرین نسخه مرورگر فایرفاکس
- منبع تصویر:Blog Spot
- گوینده: فرانک امرایی
من همه ی میمون های روستا و جنگل را خریدارم.
برچسب ها: روستاییان, مرد تاجر, معاون تاجر, میمون ها
۸ دیدگاه مفید
بهترین نگاه: خانم سوگیلی
لطفا نظر خود را بیان کنید:
پربازدیدترین مطالب
پربازدیدترین مطالب دیروز
پر دیدگاه ترین مطالب
پیشنهادهای تصادفی
بازدید روزانه
مطالب مثبت در ایمیل شما
پس از درخواست عضویت، یک ایمیل از سوی FeedBurner برای شما ارسال می شود، جهت فعال سازی عضویت باید روی لینکی که در محتوای ایمیل وجود دارد کلیک فرمایید!
پیک موتوری رایگان
دریافت افزونه
اگر اشتیاق زیادی به خوردن چای روح دارید اما گاهی فرصت پیدا نمی کنید که به چایخانه جی۵ لاین تشریف بیاورید نگران نباشید چای ما که رایگان است, پیک موتوری رایگان هم داریم, کافی است نرم افزار بسیار کم حجم زیر را به مرورگر کروم خود بیافزایید تا همیشه به موقع چای را در منزل خود بیاشامید ابتدا روی دریافت افزونه کلیک کنید, سپس در قسمت پایین گوگل کروم روی Continue کلیک کنید و نهایتا Add را بزنید اگر مرورگر کروم ندارید می توانید این مرورگر سریع و فوق العاده را دانلود کنید: دانلود مرورگر کروم




سلام من۱۳ سالمه شاید جوانترین عضو این قسمت باشم ولی همیشه داستان های جالب وخواندنی شما را که یکی از یکی بهتر است را می خوانم این یکی که خیلی قشنگ بود چون درست عین خودمون می مونه که خیلی اوغات گول یه همچین آدم های طعمکاری رو می خوریم شاید هیچ تجربه ای نداشته باشم ولی همیشه با این داستان های قشنگ واسه ی خودم تجربه جمع می کنم.ممنون از داستان جالبتون
درسته که روستایی ها حماقت کردن ولی تاجر و شاگردش هم خیلی راه دوری نمیرن منظورم اینه که دست روی دست زیاده و اونا هم حتما انچنان زمین میخورند به اندازه ی مجموع همه ی احساساب بد روستاییها …
اولین کلمه ای که بعد از شنیدن این داستان تو ذهنم مجسم شد طمع بود ادمای طماع همیشه بازنده ان البته حقشونم هست
من فکر می کنم داشتن عقل معاش لازمه زندگی است واگر روستائیان تنبلی را کنار می گذاشتند وروی زمینهای کشاورزی کار می کردند نتیجه بهتری می گرفتند . هم اکنون خیلی را می بینیم که امکانات شغلی خوبی دارند ولی علاقه ای نشان نمی دهند از این شاخه به ان شاخه می پرند وقدرموقعیت های خود را نمی دانند ولی نتیجه این می شود که وقتی موقعیت را از دست می دهند تازه قدر آنها را می دانند این طبیعت همه است ولی باز هم می گویم نظرم اینست که برای آرامش در مادیات زندگی باید عقل معاش داشت .
جالب بود باتشکر از خانم امرایی
جالب بود! دور باطل…
به نظر من از این داستان این نتیجه رو میشه گرفت که قبل از انجام هر کاری باید دید اون کار چقدر ارزشمند هست که ما وقت و سرمایه مون رو صرف اون بکنیم.
روستاییان وقت و انرژی و البته پولشون رو به پای میمون هایی ریختند که مدت های زیادی در کنارشون آزادانه زندگی می کردند. اگر همون سرمایه رو به پای زمین های کشاورزیشون می ریختند چقدر بازگشت سرمایه داشت واسشون!!!
چه کلکی زده!
عالی بود. ایول به شما