پرسش و پاسخ:

داستان های اخیر

قدرت تفکر

یک شوخی به نظر می رسید

نگرانی

وقتی نیتم را فهمید از تعجب شاخ درآورد

تغییر

در اسرع وقت برایم یک نوبت رزرو کنید

شب قدر

ترسش از این بود که انتخاب نشود

مهم بودن

اتومبیلم لیز خورد و چندین بار چرخید

mother

چرا چوب کبریت های سوخته را دور ریختی؟

Discourse

چه کسی این اسکناس را می خواهد؟

gold

آمده ام اینجا که کمی غذا از شما درخواست کنم