بهشون بنزین ندادم تا این بی دقتی تبدیل به عادت نشه

جی۵ لاین: من معمولا زیاد سفر می کنم و وقتی میبینم تو جاده ها بعضی از مردم بنزین تموم میکنن و وایمیسن واسه بنزین گرفتن خیلی لجم درمیاد و میگم چقدر بی دقت هستن اینا که قبل از مسافرت حتی بنزین ماشینشون رو هم چک نمیکنن!

من بارها از بغلشون گذشتم و بهشون کمک نکردم تا این بی دقتی براشون تبدیل به عادت نشه.

اما خاطره من مربوط به روزی میشه که داشتیم میرفتیم بندرعباس، روز قبلش بنزین زده بودم و ماشین رو کاملا چک کرده بودم، ابتدای راه رو پسرم رانندگی کرد و بعد از چند ساعت من نشستم پشت فرمون، مدتی بعد متوجه شدم که بنزین در حال تموم شدنه، نمی دونستم چرا اینقدر زود داشت تموم میشد، به هر حال باید دنبال یه پمپ بنزین میگشتم اما تو جاده خبری از پمپ بنزین نبود، به امید پمپ بنزین جلو رفتم اما خیلی زود ماشینم وایساد، جاده خیلی شلوغ نبود، راستش من ترسیده بودم چون خودم به کسی کمک نمیکردم گفتم کسی هم به من کمک نمیکنه، همینطور هم شد و ماشین های زیادی بی توجه به من عبور کردن و رفتن.

تا اینکه یه پراید مشکی رنگ وایساد، خیلی خوشحال شدم، رفتم به سمتش، بهم گفت: شرمندم آقا، من وایسادم کمک کنم ولی الان میبینم اونقدر بنزین ندارم که بتونم کمک کنم.

اینو گفت و رفت، دیگه خسته شده بودم، نشستم تو ماشین و به پسرم گفتم بیرون وایسه، چند دقیقه بعد همون پراید مشکلی رو دیدم که داره از جلو میاد، زد کنار و اومد بیرون، تو دستش بنزین بود، اومدم بیرون، بهم گفت که جلوتر یه پمپ بنزین دیده و برام بنزین گرفته، خیلی شرمنده شدم اونجا، وقتی خواستم پولشو بدم هر کاری که کردم قبول نکرد و گفت تا به حال خیلی ها به من کمک کردن و حالا فرصتی پیش اومده منم کمکی بکنم.

بعد از اینکه دوباره شروع به حرکت کردیم در حالی که داشتم به ماجرایی که برام پیش اومده بود فکر میکردم پسرم با صدای آروم گفت: بابا میدونی چرا بنزین زود تموم شد امروز؟

گفتم: نه.

پسرم گفت: دیشب بعد از اینکه از پمپ بنزین اومدید ماشین رو بردم بیرون و تا نیمه شب بیرون بودم، موقع برگشتن دیدم یکی تو اتوبان مونده و بنزین میخواد، کمکش کردم ولی جرئت نکردم به شما توضیح بدم، البته پیش بینی نمیکردم به پمپ بنزین نرسیم.

جی۵ لاین . کام
خاطره ای از: حسین محبوبی
ارسال شده از: تهران
منبع تصویر: shutterstock

هر پنجشنبه، یکی از خاطرات ارسالی توسط بازدیدکنندگان منتشر خواهد شد، جهت ارسال خاطره خود به صفحه “ارسال خاطره” مراجعه فرمایید!

برچسب ها: , , , , , , ,

دیدگاه بگذارید

12 Comments on "بهشون بنزین ندادم تا این بی دقتی تبدیل به عادت نشه"

avatar
مينا لشگري
Guest

من فکر می کنم این واقعیت زندگیه، هر جا که ما دست کسی رو بگیریم و بهش کمک کنیم ، قطعا کسایی پیدا میشن که در مواقع سختی دستای ما رو بگیرن و بهمون کمک کنن…

منصوره کشا ورز
Guest

اگر مشکل دیگران را حل کنیم حتما ی روز آنها مشکل ما را حل می کنند

شکوفه
Guest

بقول قدیمی ها هردستی بدی پس میگیری 🙂 🙂

حا نیه
Guest

محبت کن تا دیگران به هت محبت کنند :laugh: :chic:

حمیده ابراهیمی
Guest

خاطره آموزنده و خوبی بود مخصوصا عکسش خیلی قشنگ بود

حمیده ابراهیمی
Guest

مشکل برای همه پیش میاد ولی بهتره دست هم دیگه رو تو مشکلات بگیریم

wpDiscuz