مشکلات هست، چطور برنده زندگی کنیم؟

ترانه :
با عرض سلام و خسته نباشید
آقای مالکی لطفا کمکم کنید
۲۹ سالمه- لیسانس مدیریت آموزشی گرفتم سال ۸۵ – ۳ سال درس نخوندم چون همیشه مشکل مالی داشتیم و دنبال راهی بودم برای پول در آوردن- دیدم رشته م ب درد بخور نیس- ۳ سال زبان خوندم . بازم به جایی نرسیدم- در این راستا با ی آقایی ۳ سال کوچکتر از خودم آشنا شدم . عاشق و دلباخته هم شدیم
گفت درس بخون که بابام اومد خاستگاری پرسید چرا تاحالا ازدواج نکردی بگی فوق لیسنس خاستم بگیرم
بگذریم-خوندم و ارشد برنامه ریزی درسی تهران مرکز قبول شدم-معدلم شد ۱۹
اما اون آقا هم نیومد سراغم و باز ی درس تحمیلی با ی رشته مزخرف
الان هم از عشقم موندم- هم از کار که قربونش برم انقد رشته م خوبه کار پیدا نمیشه- دلمم نمیکشه برم منشی و دفتر دار شم-
همه چیز بی نتیجه- بیهوده
انگیزه و هدف ندارم
صفر شدم
الان که این متن رو می نویسم گریه میکنم- خسته شدم
فقط میتونم بگم ” کمکم کنید”
چون واقعا اگه به جایی نرسم میخام بمیرم…

راستش انقد مشکل دارم نمیدونم کدومو بگم- خاستم برم spss یاد بگیرم گفتن دیگه بازارش خیلی داغ نیس- موندم زبان ادامه بدم با بسته های شما- اما ببخشید انقد بد بین و بی انگیزه م که ن به چیزی باور میکنم و ن به کسی اعتماد

میخام ی شغل خوب داشته باشم- چیکار کنم؟
مامانم هر روز میگه برو دنبال کار- تنبلی…. و هزار حرف دیگه-
خواهشا خواهشا ی راه سریع به پول رسیدن حتی در حد تو جیبی باشه تا به راههای بعد برسیم- حتی اگه خودتون کارمند بخاید من با سر میام
اوضاع و شرایطم افتضاحه
دیگه ن روم میشه از بابام پول بگیرم ن کار پیدا میکنم…

تورو خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا کمکم کنید.

تشکر


مهدی مالکی نژاد:

سلام سرکار خانم ترانه،
واقعاً شرایط دشواری است،شاید ۱۰ یا ۱۵ سال پیش وقتی می خواستید تصور کنید وقتی ۲۹ ساله بودید تصویری بسیار متفاوت داشتید، خانه ، زندگی ، همسر خوب و مهربان ، شغل خوب و درآمد خوب ، ولی آنچه الآن با مواجهید بسیار دردناک و ناراحت کننده است. بی هدف ، بی انگیزه و به قول خودتان صفر ، احتمالاً هم کم تلاش نکرده اید . چون گرفتن یک مدرک کارشناسی ارشد کار چندان ساده ای هم نیست. اجتمالاً برای برون رفت از این مشکل هر کاری که از دستتان بر می آمده کرده اید ، ولی آنچه اتفاق افتاده ، بی کاری ، سرخوردگی و احتمالاً نگاه های خاص ، طبیعی است که اگر قرار باشد بقیه ی عمر هم اینطور بگذرد درد زنده ماندن سخت و غیرقابل تحمل است. بگذارید با یک سؤال متفاوت ادامه بدهیم ، چطور است کسانی پیدا می شوند ، علیرغم مشکلات ورق را به نفع خود بر می گردانند و به انسان های مؤثر تبدیل می شوند و به عبارتی دیگر چطور باید از این وضع خارج شد و دهه های بعدی زندگی را به کامیابی و شادی گذراند؟
اگر به پاسخ های قبلی دقت کرده باشید ، ما سعی کرده ایم تا آنجا می شود از تکنیک های مناسب برای حل مشکلات استفاده کنیم ، تکنیک هایی مثل «چک لیست » ، «تشویق به عادت مطالعه » ، «مسئولیت پذیری» و امثال آن ، که البته همگی بسیار خوب و در جای خود مؤثر هستند. با این حال از این به بعد می خواهیم « زندگی بر پایه ی اصول » را مورد توجه قرار دهیم ، « داشتن چک لیست » و یا « خواندن کتاب های الهام بخش و کاربردی » راهکارهای بسیار خوبی هستند ولی تا آخر امسال هر هفته محور راه حل هایمان را بر اساس « زندگی بر پایه ی اصول » تنظیم کنیم که سال آینده یک سال پربارتر و مؤثر داشته باشیم ، قبل از آن به یک داستان کوتاه اشاره می کنیم.
شب بود ، افسر کشتی شتاب زده به نظر کاپیتان کشتی رفت و او را از خواب بیدار کرد و گفت : ببخشید قربان ، مسئله ای پیش آمده که مجبور شدیم شما را از خواب بیدار ، ما با یک  کشتی مواجه هستیم که بسیار نزدیک ماست و از جلوی مسیر ما کنار نمی رود و هر آن ممکن است که تصادف کنیم چه دستوری می دهید ، فرمانده آن کشتی جنگی گفت : چه کسی جرأت کرده تا جلوی ما را سد کند ، همین حالا پیام بدهید که کاپیتان دستور داد ، تا کنار بروید ، و افسرده شتاب زده پیغام را ارسال کرد ولی جواب این بود : شما مسیر را تغییر بدهید! چه گستاخ ، آنها حق ندارند به ما دستور بدهند به آنها بگویید یا کنار می روند و یا به آنها شلیک می کنیم ! ، این دستوری بود که کاپیتان داد ، پیغام مخابره شد و بلافاصله جواب آمد ، اینجا جزایر میسوری است و ما از فانوس دریایی با شما سخن می گوییم، جهت خود را تغییر دهید.
بله ، فانوس دریایی همان « اصول » است ، همان اصولی است که به جای آنکه بخواهیم آن را تغییر دهیم باید خودمان را با آن هماهنگ کنیم ، این همان اصول طبیعی است ، قانون جاذبه زمین یک اصل است ما می توانیم آنرا نادیده بگیریم چون قدرت چنین انتخابی را داریم ولی دیگر « نتیجه » آن دست خودمان نیست اگر بخواهیم پرواز کنیم و خود را از طبقه دهم به پایین پرت کنیم، می توانیم چنین انتخابی بکنیم ولی نتیجه ی آن نابودکننده است چون اصول را زیر پا گذاشته ایم و باید منتظر نتایج آن باشیم ، خب فرق «اصول» با «راهکار » در چیست ؟ «اصول» مثل « یاد دادن ماهیگیری» است ولی «راهکار»  مثل « دادن یک ماهی است» . وقتی کارهایمان را بر پایه ی اصول انجام می دهیم مثل کسی می مانیم که یادگرفته چطور ماهیگیری کند، او هیچگاه گرسنه نخواهد ماند. ولی کسی که فقط یک ماهی دریافت کرده ، فردا دوباره گیرخواهد افتاد و گرسنه به دنبال یک ماهی دیگر !
شاید پیش خودتان بگویید ، آقای مالکی داری چی میگی؟ من الآن ۲۹ سالمه ، نه کار دارم ! نه همسر ! نه پول و نه آبرو پیش خانواده ! حالا از من می خواهید بر «پایه ی اصول» زندگی کنم ؟!! اصول چیه ؟ من الآن راه حل می خوام ! راه حل فوری ! خیلی سریع !
بله دقیقاً مشکل از همین جا شروع می شود ، همه ی ما دنبال «راه فوری» هستیم می خواهیم مسئله ای را که در طول۱۵ سال به وجود آورده ایم حالا چند ساعته و چند روزه حلش کنیم ، نتیجه چه می شود ؟ راه های زیادی را امتحان می کنیم ، امیدوار می شویم حتی تغییری را هم احساس می کنیم ، ولی چون بر پایه ی اصول عمل نمی کنیم به سادگی به همان خانه ی اول باز می گردیم و این چرخه ادامه پیدا می کند و آنقدر که به آن عادت می کنیم و فکر می کنیم واقعاً سرنوشت و سهم ما از زندگی بیشتر از این نیست، وضع موجود درست به این می ماند که ما خود را بی محابا به داخل رودخانه ای می اندازیم ( در حقیقت اصول را رعایت نمی کنیم ، چون جریان آب رودخانه تابع اصول طبیعی است ، قدرت دارد و در جریان است و حالا زخمی و نالان و  خود را از آن خارج می کنیم ،(تازه اگرآنقدرخوش شانس باشیم که غرق نشده باشیم)، بله حق باشماست در این شرایط صحبت از اصول کمی سنگین است ، اول باید کمک های اولیه فراهم شود بعد بر پایه اصول اقدام شود ولی درسی که می گیریم این است ، ما می توانیم انتخاب کنیم خود را به رودخانه بیندازیم یا نیندازیم ولی نمی توانیم جلوی جریان قدرتمند آن را بگیریم که به ما آسیب نزند.

خب حالا بیایید ببینیم اصولی که افراد بسیار موفق ( نه فقط موفق در شغل ، رشته تحصیلی ، ورزش ، و .. ) رعایت می کنند که باعث می شود به انسان های الگو تبدیل شوند چه چیزهایی هستند ؟ آن اصول کدامند و چطور می شود به آنها دست یافت؟
استفان کاوی به درستی این اصول را در هفت عادت توضیح داده است ، آن هفت عادت عبارتند از :
۱-عامل بودن ( یعنی اراده کنیم کاری را بکنیم و واقعاً آن را عمل کنیم )
۲- از پایان آغاز کردن ( اول نتیجه کاری را که می خواهیم در نظر می گیریم ، شفاف سازی می کنیم و بعد دست به عمل می زنیم )
۳- رعایت اولویت اول : (آنچه مهم و ضروری است را اول انجام می دهیم، بقیه ی کارها را بعد از آن اقدام می کنیم )
۴- برنده – برنده فکر می کنیم : ( در هر رابطه و در هر کاری ، بگونه ای تصمیم می گیریم و عمل می کنیم که هم خودمان و هم طرف دیگر برنده شود )
۵- دیگران را درک کنید تا درک شوید : ( برای اینکه به حرفمان گوش کنند ، نخست باید به آنها گوش کنیم )
۶- هم افزایی ( سینژی ) ایجاد کنیم : ( بتوانیم همه با هم ، خانواده ، همکاران و … دست در دست هم به سوی اهداف حرکت کنیم )
۷- ارّه ی خود را تیز کنیم : ( ما هر روز نیازمند تجدید روحیه هستیم باید دائماً ارّه ی خودمان را تیز کنیم تا کارآیی بیشتری داشته باشد ، باید ورزش کنیم تا جسم سالمی داشته باشیم تا کارآیی ما بالاتر رود )

خب ترانه خانم اگر بخواهید به هریک از ۷ عادت خودتان نمره بدهید ، چه نمره ای می دهید ؟ ( از یک تا ۱۰ ) توجه کنید گر همین حالا شروع کردید و این نمره گذاری را کردید نشانه ی این است که در «عامل بودن » شما نمره ی بالای ۵ می گیرید ، همین که توانسته اید مدرک کارشناسی ارشد را بگیرید مطمئناً درجه ای از «عامل بودن» را دارا بوده اید ، پس :
۱- ببینید چقدر عامل هستید ؟ و به خودتان نمره بدهید آیا خیلی وقت است که می خواهید کاری بکنید و انجامش نمی دهید ؟ برای اینکه این عادت در شما تقویت شود چه می خواهید بکنید ؟ ( متن هدف دارم ، ولی انگیزه ندارم را بخوانید )و البته قبل از آن بسیار مهم است که دقیقاً بدانید از « دنیا » چه می خواهید ؟ اهدافتان دقیقاً چیست ؟ پس :
۲- از پایان آغاز کنید ، ببینید آیا درست هدف گذاری کرده اید ، به چه چیزی در ۵۰ سال آینده انتظار خواهید کرد ؟ چه کارهایی را کرده باشید وقتی ۷۰-۸۰ سالتان شد آن کار برایتان افتخار آمیز و آرامش بخش خواهد بود . زندگی و عمرتان را صرف چه ارزش ها و چه کارهایی بکنید در سال های پایانی عمرتان رضایت خواهید داشت ( متن چه تغییری در برنامه هایم لحاظ کنم تا نتایج درخشان تری بگیرم را مطالعه نمایید )  خب بعد از آن باید ببینید چه چیز اولویت اول شماست . پس :
۳- اولویت اولتان را مشخص کنید . بر اساس اهدافتان ( عادت ۲ ) چه کار باید بکنید ( عادت اول ) که اولویت اول شما باشد ، بهترین نتیجه را برای شما به ارمغان بیاورد ، شاید برای شرایط فعلی شما خواندن کتاب های الهام بخش یک فوریت و اولویت مهم باشد ، شما اول  باید روحیه تان را تقویت کنید تا بتوانید بقیه راه را ادامه دهید ( متن معرفی چند کتاب الهان بخش را مطالعه نمایید )و البته باید تصمیماتی بگیرید که هم خودتان برنده باشید و هم دیگران ، پس :
۴- برنده – برنده بیندیشید : حالا وقت آن است بر اساس اهدافتان ( عادت ۲ ) ، کاری را انجام دهید ( عادت ۱ ) که اولویت اول شما باشد ( عادت سوم ) و باعث شود هم خودتان بر اسا این تصمیم برنده باشید ، هم خانواده و هم جامعه . و برای این کار نیازمند درک متقابل هستید . پس:
۵- دیگران را درک کنید تا درک شوید : برای مثال وقتی احساس می کنید از طرف خانواده تحت فشار هستید و همه از شما نتیجه و درآمد می خواهند وقت آن است که آن ها را هم درک کنید  و در هدف گذاری خود (عادت دوم )  درآمد های مالی را هم لحاظ کنید و با تلاش بسیار (عادت اول ) به سمت آن حرکت کنید و آن را اولویت اول خود ( عادت سوم ) قرار دهید تا برنده – برنده خارج شوید ( عادت چهارم ) . شاید در شروع  مثل بسیاری از کارآفرین های بزرگ مجبور شوید کار کوچکی را انجام دهید . مثلاً تایپ، نوشتن مقاله در حوزه ی رشته ی خودتان برای روزنامه و سایت ها و مجلات و یا شرکت در پروژه های تحقیقاتی و … و دائماً با عادت اول (عادت اول ) یک نقطه نفوذ پیدا کرده و آن را آنقدر آهسته آهسته و پیوسته بزرگ کردم که به یک کانال بزرگ درآمدی تبدیل شد و اما موفقیت پایدار در گرو کار گروهی و همکاری دیگران هم هستید. پس :
۶- هم افزایی کنید : سعی کنید با عادت گوش دادن و درک دیگران (عادت پنجم ) از دیگران مشورت برگیرد و آن ها را به سوی خود جذب نماید و با کمک آنها پایه های قوی تری برای اهدافتان بریزید و در آخر اینکه باید هر روز ارّه ی خود را تیز کنید. پس:
۷- ارّه ی خودتان را تیز کنید : باید هر روز خود را آنالیز کنید ( لینک دانلود جدول بهان) و مواظب سلامت فکر و جسم خود باشید ، کتاب های الهام بخش بخوانید ، هر روز یک داستان از داستان های جی۵لاین را بخوانید و سعی کنید از آن الهام بگیرید و البته ورزش و تحرگ هم به سلامتی شما و تیز شدن ارّه سلامتی تان کمک می کند.

و اما کلام آخر:
مشکلی که ۱۵ ساله ایجاد شده یک شبه حل نمی شود ، پس هیچ راه حل معجزه آسای ناگهانی وجود ندارد. ولی از همین لحظه می توانید شروع کنید ، با اهداف کوچک (عادت ۲ ) و برنامه ریزی رسیدن به آن و عمل به آن ( عادت یک ) و تعریف اولویت اول برای خودتان که در مورد شما با توجه به وضعیت روحیتان فوریت زیادی دارد که کتاب های خوب و الهام بخش بخوانید ، کتاب هایی مثل « آیین زندگی » ، « از حال بعد به حال خوب » و امثال آنها تا هم ارّه تان تیزتر شود (عادت ۷) و هم بتوانید با روحیه بهتری که پیدا می کنید برای خودتان و خانواده تان مفیدتر باشید (برنده- برنده عادت ۴) و هم آنقدر صبر و حوصله داشته باشید که آنها را درک کنید ( عادت ۵ ) و همکاری آن ها را طلب کنید ( عادت ۶) پس دست به کار شوید : هر روز به جی۵لاین سر بزنید / کتاب های خوب بخوانید و با افراد موفق مشورت کنید.

پیروز باشید

برچسب ها: , ,

دیدگاه بگذارید

28 دیدگاه ها در "مشکلات هست، چطور برنده زندگی کنیم؟"


مهمان
mehrab
15 روز ها 1 ساعت قبل

سلام من این متنو ۳ سال پیش خوندم واقعا روی زندگیم تاثیر مثبت گذاشت
امیدوارم این خانم ترانه هم تونسته باشه به چیزی که میخاست برسه

مهمان
شهزاد
4 ماه ها 15 روز ها قبل

ترانه جان میفهمم چی میکشی. به نظرم اول از همه اگه برات مقدوره پا شو برو مشهد. هم یه دل سیر گریه کن تا خالی شی. ماها و ادمهای دیگه حالتو خوب درک نمیکنیم اما امام رضا خوب میفهمدت. اونجا هم از امام رضا طلب کمک کن هم باهاش پیمان ببند.

مهمان
رهگذر
4 ماه ها 19 روز ها قبل

سلام . موضوع ترانه و امثال ترانه در واقع گریبانگیر اکثریت جوانان ایرانى است . و اما تفاوت اینه که فقط ترانه این جرأت و جسارت رو داشته که مشکلش رو شفاف اعلام کنه . پس اگر نمیتونیم کمکى بهش بکنیم حداقل نسخه من درآوردى و بى پایه و اساس نپیچیم . فقط اگر کسى تونسته با روش مناسبى از این شرایط بیرون بیاد تجربه ش رو در اختیار بقیه قرار بده . ممنون

مهمان
ahoo naziri
4 ماه ها 21 روز ها قبل

و اینکه هیچ وقت برای تغییر دیر نیست مهم اینکه در هر سنی مسعولیت زندگی و خوشبختی و موفقیتمون رو خودمون در دست بگیریم و دیگه نقش قربانی رو بازی نکنیم

مهمان
ahoo naziri
4 ماه ها 21 روز ها قبل

سلام دوست عزیز ترانه جان همه ما ادمها از استعداد و توانمندی های خاص و ویژه ای برخورداریم ولی چون از خودمون شناخت نداریم از شناخت اونا بی بهره موندیم برای همینه که میگن خودشناسی خیلی مهمه، وقتی خودتو میشناسی میتونی به گنجهای درونیت پی ببری و همینطور استعدادا و تواناییهات چون ا انسانها اشرف مخلوقاتیم فقط اگه خودمونو بشناسیم و در مسیر درست گام برداریم موفق میشیم و میتونیم از اوج توانایی وجودمدن بهره ببریم.وقتی زندگی نامه افراد موفق رو مطالعه کنید میبینید که اونها سالها در زمینه تخصصیشان مطالعه داشتن و اموزش تخصصی دیدن ما بیکار زیاد داریم چون کاری بلد نیستن صرفا فارغ التحصیل شدن وگرنه شما برو توی زمینه ای که توانایی داری و همینطور علاقه داری اموزش ببین مطالعه بکن توی اون زمینه متخصص بشو اون وقت رو هوا میزنن کسی رو که کار بلده اگه در راه درست قدم برداری و تلاش کنی و در زمینه کاریت متخصص شی همه جا جاته، ونگوک نقاش مهروف تا سن ۲۷ سالگی هیچ نقاشی نکشیده بود تازه در اون سن علاقه و استعداد خودشو پیدا کرد و تا ۳۷ سالگس فقط اموخت از اون به بعد اوج موفقیتش بود و همینطور تمام افراد موفق به همین شکل ما برای موفقیت در هر زمینه ای نیاز داریم اموزش ببینیم دوست عزیزم.من هر کمکی ازم بربیاد در خدمتتون هستم .من روانشناسم میتونی ایستاگرام از مطالب صفحه بهره ببرید .امیدوارم راه وفقیتو به درستی طی کنی ahoo_naziri