کارهای عقب افتاده زیادی دارم ،ولی قدم از قدم برنمی دارم. چه کار کنم؟

سلام جناب اقای مالکی . برنامه ریزی کار خیلی سختیه. کارای عقب افتاده زیادی دارم ولی قدم از قدم نمیتونم بردارم. کمکم کنید.


مهدی مالکی نژاد:

سلام مقیمی عزیز :

بسیار مختصر در سه جمله آنچه لازم بود را گفته اید : ۱- برنامه ریزی کار سختیه  ۲ – کارهای عقب افتاده زیادی دارم ۳- قدم از قدم بر نمی دارم.

واقعیت همان است که گفتید. همه ی ما تجربه ی گیر افتادن در چنین مواقعی را داریم ، نمی دانیم واقعاً باید چه کار کنیم کوهی از کارهای نیمه تمام و نکرده و یک گیجی و نا بسامانی فلج کننده ، چنان فلج کننده که خود را اسیر امواج می کنیم تا به هر سو پرتاب شویم. اگر روز تعطیل باشد خود را به دست تلویزیون و دیگر سرگرمی ها می سپاریم، اگر روز معمول کاری باشد هرکاری که فوری تر باشد آن گریبانمان را می گیرد و وقتمان را مصرف می کند. حال این می تواند یک قسط سررسید شده باشد یا امتحانی که امروز قرار است برگزار شود خلاصه کارهای فوری و گاهی هم کم ارزش وقت ما را پر می کنند، در این موقع است که انسان احساس بیهودگی می کند و احساس می کند هیچ تسلطی به زندگی و وقتش ندارد ، احساس ناراحت کننده که نباید به آن عادت کرد. باید به سرعت از آن بیرون جست و برای تغییر وضع موجود کاری کرد، خب اگر دوست دارید بدانید در چنین مواقعی باید چه کار کنم به شما می گویم ، اول به سراغ همان مشاوران ارشد و برجسته ی جهانی می روم، رابینز ، بلانچارد ، تریسی و امثال آنها ، می بینیم آنها چه راهنمایی به من می کنند و اما حاصل آن مشاوره ها همین چند نکته است که در ادامه به شما می گویم ، اول و قبل از هر کاری قلم و دفتری فراهم کنید ، ابزار نوشتن را ، این برای کاری که می خواهیم بکنیم مثل اسلحه برای سرباز و مثل ماشین برای راننده لازم است ! پس قبل از اینکه ادامه ی این مطلب را بخوانید ، اگر این مشکل ، مشکل شما هم هست حتماً یک خودکار یا مداد و دفتری و یا حتی سالنامه ی قدیمی را فراهم کنید. پس :

۱-  با قلم و کاغذ فکر کنیم: شاید بگوئید  اِی بابا خب می دانم در ذهنم چه می گذرد، دیگر چه نیازی به قلم و کاغذ است ، من هم زمانی چنین فکر می کردم ولی بعدها متوجه این واقعیت شدم که وقتی می نویسم تسلط بسیار بهتری برای حل یک مسأله پیدا می کنم ، اهمیت این مسأله را وقتی پی بردم که به تمرین های شناخت درمانی روزانه که برگه ی روحیه سنجی است پر می کردم ، در این برگه ها شما باید روزانه یک یا چند اتفاق را که باعث شده شما عصبانی شوید  و یا هر احساس دیگری پیدا کنید می نویسید و بعد هم افکار اتوماتیک منفی خودتان را یادداشت می کنید و بعد سر صبر و حوصله فکر مثبت و منطقی را جلوی آن می نویسید. من چند دفتر که البته بعضی شان سالنامه بودند به این صورت پر کردم حالا که گهگاهی به سراغ آنها می روم بسیار برایم جالب و خوشایند است ، با این کار شما به نوعی تمام افکار منفی خود را همچون زباله هایی که شبانه از منزلتان خارج می کنید از مغزتان بیرون می ریزید و به شبکه های مغزتان اجازه می دهید در محیط پاک و شفاف برای شما تصمیمات منطقی و درخشان بگیرند. پس :

۲-   مغز خود را رها کنید : چطور؟ با همین نوشتن ، حالا وقت آن است که لیست کاملی از آنچه باعث سردرگمی و نابسامانی شما شده است تهیه کنید ، این لیست فوق العاده مهم است ، نه به خاطر محتوی آن که همان کارهای نکرده شماست ، بلکه به خاطر اینکه این کارهای نیمه کاره و در لیست انتظار وقتی در شبکه ی مغزی شما به جریان می افتد همچون ویروسی است که همه ی ظرفیت فکر و مغز شما را آلوده می سازد و درگیر خودش می کند و مغزی که می تواند تا ۱۰۰ برابر خودش ظرفیت داشته باشد ( آخرین تحقیقات در مورد مغز انسان ، از زبان برایان تریسی در سمینار تهران ) چنان همچون یک کامپیوتر پرقدرتی که دچار ویروس شده کُند عمل می کند که باعث گیجی و نااُمیدی ما می گردد ، چند سال پیش که با همین مشکل مواجه بودم و در حال مطالعه ی کتاب « روانشناسی تنبلی » ِ آقای ادوارد بلس بودم که البته جا دارد از مترجم خوش قلمش آقای قراچه داغی به نیکی یاد کنم ، تمرین جالبی داده بود که طی آن باید تمام کارهای نیمه کاره ی آن روز ، هفته ی آینده ، ماه آینده و کلاً هر کاری که می خواهی انجام بدهی ولی انجام نداده ای و نیمه کاره است را یادداشت می کنی بدون هیچ اقماضی و وقتی من این کار را انجام دادم تازه متوجه شدم که چرا مغزم تا آن اندازه کند و آشفته عمل می کرد. به یاد دارم حدود ۴-۵ صفحه فشرده کارهایی که می خواستم انجام بدهم و در ذهنم امروز و فردا می شد، از آب در آمد، واقعاً تعجب کرده بودم، اصلاً پیدا بود این همه کار وقتی در شبکه مغزی من رها شده بود به راحتی می توانسته توانایی مرا تا ۸۰% کاهش دهد ، جالبتر اینکه وقتی این کار را انجام دادم یک « احساس رهایی » فوق العاده پیدا کردم، احساس کردم سبک شدم چون حداقل حالا آن ها از مغزم به کاغذ منتقل شدند ، جایی که می توانم روی آن ها کار کنم ، اولویتشان را معلوم کنم، کدام اول باشد، کدام دوم ، کدام مهمتر است، کدام کم اهمیت تر است. اصلاً کدامیک را تا ۳ ماه آینده قیدشان را بزنم و انرژی ام را صرف کارهای مهمتر کنم و کدام را اصلاً در سطل زباله بریزم . مثلاً اگر می خواهم از کسی انتقام بگیرم !
بهترین کار اینه که این «فکر» را به همان شدتی که یک تیر را به سمت دارت پرتاب می کنم به سطل زباله پرتاب کنم ! خب بعد از رهایی نوبت چیست؟

۳-   فوریت و اهمیت کارها را از ۱ تا ۱۰ نمره بدهید: کنار لیست کارهایتان ۵ ستون کوچک ایجاد کنید ، اولی برای دلیل انجام آن کار، یکی برای فوریت، دیگری برای اهمیت و یکی هم اولویت و آخری هم برای ضرب العجل ! اجازه بدهید با یک مثال توضیح دهم ، برای نمونه فرض کنید من لیستی از کارهای نیمه کاره ی ویروسی در ذهنم دارم که گوشه ای از آن چنین است :

کارهای عقب افتاده

دلیل انجام دادن

فوریت

اهمیت

اولویّت

زمان ضرب العجل

۱-       می خواهم چک لیستی برای کارهای روزانه بنویسم (ولی امروز و فردا می کنم)

بازده یک روزم خیلی بهتر می شود

۸

۸

A1

امروز

۲-       می خواهم ۵شنبه ها یک ساعت به آنالیز کارهای این هفته بپردازم

این طوری به یک هفته ام مسلط می شوم

۷

۸

A3

۵شنبه

۳-       می خواهم به یک دوست قدیمی زنگ بزنم (ولی امروز و فردا می کنم)

احساس خوبی پیدا می کنم

۵

۷

B1

امشب

۴-       می خواهم در آزمون ثبت نام کنم (ولی امروز و فردا می کنم)

تا رشد کنم

۶

۷

A4

۳شنبه

۵-       می خواهم به سعید جوابِ نَه بدهم(ولی امروز و فردا می کنم)

چون واقعاً نمی توانم با او کار کنم

۷

۸

B2

۲شنبه

۶-       می خواهم قبض تلفن همراهم را پرداخت کنم (ولی امروز و فردا می کنم)

چون فردا قطع می شود

۸

۲

A2

فردا

 

حالا وقت آن است که به سراغ تمام کارهای نیمه کاره ای که یادداشت کرده اید بروید و تکلیف آن ها را معلوم کنید. یعنی برای تک تک آن ها دلیل اینکه چرا می خواهید ( و یا شاید چرا نمی خواهید ) آن ها را انجام دهید را بنویسید و بعد بگوئید آن کار چه فوریتی دارد  اگر باید همین حالا و در اولین فرصت انجام دهید ، عدد بالا به آن بدهید مثلاً ۸ ، ۹ و یا حتی ۱۰  و اگر عجله ای در انجام آن نیست عدد ۳، ۴ و یا ۵ بدهید.وقتی ستون فوریت را تکمیل کردید نوبت ستون اهمیت است ، در این ستون اگر آن کار آن قدر مهم است که باید شما به هر قیمتی آن را انجام دهید و تأثیر زیادی در زندگی و یا کار شما دارد عدد ۸ ، ۹ و یا ۱۰ را وارد کنید و برعکس اگر کاریست مثل پرداخت قبض تلفن که اهمیت آن ۱ یا ۲ است، آن را هم وارد کنید ، و حالا نوبت ستون اصلی است باید اولویت هر کار نیمه کاره را بیان کنیم. خب، چطور ؟ اولویت در حقیقت « نظم ترتیب انجام کارهاست » این که چه کاری را قبل از چه کارهای دیگری انجام دهیم بر اساس اولویت آن تعیین می شود. برای مثال اگر باک بنزین من خالی شده و هر لحظه ممکن است ماشین بایستد، اولویت اول من آن است که هرچه زودتر قبل از هر کاری خودم را به پمپ بنزین برسانم، آیا زدن بنزین کار مهمی است ؟ البته که نه ، ولی آیا کاریست فوری؟ صد البته . پس کارهای کم اهمیت به راحتی می توانند به اولویت اول ما تبدیل شوند اگر مواظب فوریت آن ها نباشیم. خب حالا شما بر اساس میزان فوریت و اهمیت هر موضوع و نظر نهایی خودتان اولویت کارها را تعریف کنید و چون ممکن است همزمان چند اولویت اول و چند اولویت دوم داشته باشید می توانید اولویت هایی را به A، B  ، C  تقسیم کنید. A : اولویت مهم و اساسی و یا خیلی فوری  B : اولویت های درجه دوم  ,   C: اولویت های ضعیف و شاید قابل حذف!

برای مثال «تهیه ی یک چک لیست» می تواند اولویت A باشد. چون می تواند یک روز شما را بارورتر کند و حتی زدن بنزین وقتی آنقدر فوری شد که ممکن است شما را در جاده بگذارد هم اولویت A محسوب می شود اگرچه یک فرد خوشبخت در لیست اولویت های خود کمتر از این موارد را دارد.

خسته شدید ؟ زیاد بود ؟ آیا می شد همه ی این کارها را بدون خودکار و کاغذ فقط در ذهن انجام داد ؟
خب اجازه بدهید باز هم ادامه دهیم حالا کافیست برای هر کار یک ضرب العجل تعریف کنید دقیقاً چه روزی در چه ماهی ، در چه فصلی ، در چه ساعتی و حتی در چه سالی ؟

بله شما مرحله ی اول کار را به خوبی انجام دادید و نوبت به عمل رسیده است. پس :

۴-      چک لیستی از کارهای نیمه کاره تهیه کنید:
بله، باز هم چک لیست، این ابزار طلایی را به کمک بگیریم، به چند چک لیست نیاز داریم ، چک لیست روزانه ، چک لیست هفتگی، چک لیست ماهانه. از چک لیست روزانه شروع می کنیم، کارهایی که قرار است امروز انجام دهیم لیست می کنیم، نیاز به تشریفات خاصی نیست فقط باید بالای چک لیست مان بنویسیم «چک لیست امروز» و بعد هم هر جمله ی آن را با آیا … شروع  و با … انجام داده ام ختم می کنم و یک مربع کوچک □ هم جلوی آن می گذاریم و هرکاری که می خواهیم و باید انجام دهیم را یادداشت می کنیم.

۱)      آیا چک لیست امروز را نوشتم ؟ □

۲)      آیا قبض تلفن موبایلم را پرداختم؟ □

۳)      آیا تماشای تلویزیون را ۲۰ دقیقه کاهش داده ام ؟ □

۴)      آیا ۵ صفحه از کتاب «مواظب پرتقالت باش» را مطالعه کرده ام؟ □ (این هم تبلیغ کتاب در دست چاپ خودم)

۵)      آیا … انجام داده ام ؟

تردید نداشته باشید بازی تیک زدن داخل این مربع ها چنان جذاب و لذت بخش است که اگر مزه ی آن را بچشید به این راحتی این بازی را رها نخواهید کرد.
خب اجازه بدهید یک جمع بندی داشته باشیم:

کارهای نیمه کاره ی زیادی هستند که ذهن شما را درگیر کرده اند، آنقدر که به قول معروف کامپیوتر مغزتان هنگ کرده است و نمی توانید قدم از قدم بردارید و می خواهیم به این وضع پایان دهید، اولین گام را باید این گونه بردارید:

۱-   به کارهای نیمه کاره فکر کنید ولی با قلم و کاغذ:
وقتی چنین می کنیم و کارهای نیمه کاره را روی کاغذ می نویسید عملاً آن ها را از شبکه ی مغزتان خارج کرده و اجازه نمی دهید ویروس وار ظرفیت مغزتان را اشغال کنند. پس:

۲-   مغز خود را رها می کنید:
درست مثل آن می ماند که این ویروس های سرگردان را به قسمت ایزوله وارد می کنید و حالا نوبت به تبدیل کارهای نیمه کاره به فهرستی برای اجراست. پس:

۳-  فوریت ، اهمیت و اولویت کار را تعریف کرده و بعد به آن ضرب العجل بدهید
و در آخر باید دست به عمل بزنید، بهترین ابزار برای دست به کار شدن همان چک لیست است. پس:

۴-   چک لیست خودتان را تهیه کنید و از کار با آن لذت ببرید.

جی۵لاینی عزیز، شما به این نوشته از ۱ تا ۱۰ چه نمره ای می دهید ، من خودم به این نوشته نمره ی ۷ می دهم آن ۳ نمره ای که اگر بود بیشتر به خودم می دادم این بود که می خواستم خلاصه تر بنویسم ولی نشد !
منتظر نمره ی شما هستم.
پیروز باشید.

برچسب ها: , , , , ,

دیدگاه بگذارید

42 Comments on "کارهای عقب افتاده زیادی دارم ،ولی قدم از قدم برنمی دارم. چه کار کنم؟"

avatar
ali. mohadesi
Guest

ممنونم. کمکم کردین. ١٠

HESAM
Guest
با سلام جناب مالکی نژاد عزیز مطالب بسیار خوب بود از اینکه وقت گذاشتید و این مهم را بصورت رایگان در اختیار عموم قرار دادید و خیلی خلاصه و کامل نوشتید سپاس مسئله ای که من با ان مواجه هستم اینکه موقعی که کاری رو انجام می دهم یا نیمه کاره رهایش می کنم یا برای گرفتن مبلغ ان نمی روم اگر دفعه اول دادند که هیچ اگر نداند دیگه سراغش نمی روم یا اینکه ترس دارم از اینکه احیانا قیمت رو بگویم بحثمان شود البته ترسو نیستم که بگم می ترسم اما اون موقع احساس ترس پیدا می کنم… Read more »
فرزانه كرمي
Guest

ممنونم واقعا لطف کردید

پروین
Guest

جناب آقای مالکی
با سلام واحترام بسیار عالی بود
واقعا تشنه انچه فرمودید بودم
حتما استفاده خواهم گرفت
لطفا باز هم برایمان بنویسید .حتما کتا ب شما (مواظب پرتقالت باش )را تهیه و به دوستان توصیه خواهم کرد.
بسیار سپاسگزارم

مريم
Guest

سلام
بسیار مطالب خوب و مفیدی بود
من بعضی از راهکارها را قبلاً استفاده کرده ام و بسیار هم کارامد بودند توصیه میکنم دوستان دیگر هم بکار ببرند
مشکل من این هست که وقتی کاری را میدانم که نیاید انجام دهم ( به خودم می گویم که مثلا فلان حرف را نزنم یا فلان کار را انجام ندهم فلان رفتار را نکنم ) دقیقاً برعکس میشود . نمیدانم چرا ذهنم و افکارم با رفتار و گفتارم هماهنگ نمیشود
لطف کنید راهنمایی کنید
باز هم تشکر

moreso
Guest

برای اینه که ذهنتو متوجه چیزی کردی که نمیخای. مثلا تو دین میگن ذکر بگید برای اینه که به یاد خدا باشید اونوقته که خیلی اعمالتون فرق میکنه. مهم نیست شما دلتون چی میخاد یا عقل چی حکم میکنه، اتفاقات اطراف شما روزی در افکار شما بوده اند و امروز فقط ازفکر و خیال به واقعیت تبدیل شده اند.
.
روی علاقه هاتون تاکید کنید و آرزو کنید.

1 2 3 8
wpDiscuz