چطور هدف خود از زندگی را مشخص کنم؟

علی حامدی: با سلام جناب مالکی نژاد
یه سوالی که شاید برای هر جوانی توی مرحله ای از زندگیشون پیش بیاد اینه که چه شغلی داشته باشیم و یا چه هدفی داشته باش؟ ولی در پیدا کردن جواب این سوالات به مشکل بر میخوریم.
جناب مالکی نژاد عزیز چگونه باید هدف زندگیمونو مشخص کنیم؟ اگه سره ۲ راهی باشیم که کدوم هدفو انتخاب کنیم چی؟ اگه بجز قلبمون به پول و مزایای هدف فکر کنیم چی.؟و اگر ندونیم کلا” دنبال چی هستیم؟ برای جواب این سوالات من جوان که دنبال شغل میکردم ولی نمیدونم چه شغلی و با چه هدفی چیکار باید بکنیم؟
ممنون از لطفتون
یا علی


مهدی مالکی نژاد: سلام علی جان

الان حدود نیم ساعتی می شود در حال فکر کردن هستم که در جواب سوالت چه باید پاسخ دهم. واقعا به کارت آید، هر چه فکر می کنم می بینم چگونه توصیه ای به تو بکنم که به جای اینکه ماهی به تو داده باشم تور ماهیگیری داده باشم. اجازه بده به داستانی که دیروز در کتاب ” هنر اندیشیدن” تالیف آقای جی سی ماکسول خواندنم شروع کنم، ماجرا از این قرار بود که یکی از کارآفرین های بزرگ امریکایی به دوست میلیونرش می گوید: من کاری می کنم که تو در یک سال آینده یک پرنده داشته باشی. دوست میلیونرش که می دانست محال است کسی بتواند او را وادار به این کار بکند پذیرفت و قرار شد هر کس شرط را برد ۱۰۰ دلار پاداش بگیرد.
آقای کارآفرین طی سفری که به سوییس داشت یک قفس بسیار نفیس طلایی از آنجا برای دوست میلیونرش خرید و به او هدیه کرد و او هم آنقدر آن را نفیس یافت که حاضر شد در اتاق پذیرایی خود آن را نصب کند، بعد از آن هر مهمانی که می آمد و قفس نفیس را می دید کنجکاو می شد و وقتی می دید که پرنده ای در آن نیست از او می پرسید: چه بلایی سرپرنده اش
آمده است؟ و دوست میلیونر مجبور می شد که ماجرا را از اول توضیح دهد . وجود قفس و فکر به آن بلاخره او را مجبور کرد تا برود و یک پرنده بخرد و داخل آن قرار دهد و البته پیشاپیش ۱۰۰ دلار پاداش دوست خود را هم بدهد و این یعنی اگر قفسی در ذهن خود داشته باشید پرنده آن هم دیر یا زود به سمت آن پرواز خواهد کرد.
این قفس طلایی همان هدف شما است. وقتی آنقدر خود و درست و پر کشش طراحی شده باشد دیر یا زود همه چیز به سمت آن حرکت خواهد کرد.
خب من قبل از شروع پاسخ به شما به این فکر می کردم چگونه توصیه ای به شما بکنم که برای همیشه هدفگذاری در زنگیت قسمتی جدانشدنی از آن شود و دیدم هیچ توصیه ای جای همان راهی را که خودم رفتم را نمی گیرد و قبل از اینکه راز این تور ماهیگیری را برایت بگویم اجازه بده کمی از پیچیدگی فرآیند هدفگذاری برایت بگویم:
من وقتی ۱۷-۱۸ ساله بودم تصورم از هدف این بود که یک “شغل” معین مثل پزشکی ، تدریس در دانشگاه و محقق شدن را در ذهن تصور کنم و همه تلاشم را بکنم تا به آن برسم. ولی بعدها که مطالعاتم در این زمینه کامل شد به نتایج دیگری رسیدم و فهمیدم یک هدفگذاری خوب صرفا “بیان یک آرزو” و بعد هم تلاش برای رسیدن به آن نیست و در جریان رسیدن به یک هدف اول باید پرنده آرزوها را به هر سمتی پر داد و بعد پازل آرزوها را تبدیل به اهداف کرد و هر هدف را به اهداف کوچکتر تبدیل کرده و در این راه باید “ارزش های” خود را شناسایی کنیم، آن ها به مثابه ” سوخت و انرژی” برای رسیدن به هدف هستند. برای مثال همیشه برای من “مطالعه” یک ارزشی بوده و باعث می شده تا انرژی بگیرم و یا “صمیمیت” و یا اثربخشی و انسان مفیدی بودن از دیگر ارزش های من هستند. اما در این بین دانستن اینکه “استراتژی” یا “شاهراه” رسیدن به هدف در چه مسیری است هم بسیار مهم است که باز هم در این مورد اصلی ترین راهی که به من کمک کرده تا مسیرم با استفاده از آخرین و بهترین مربیان جهان بیابم ؟ بوده است. این علامت سوال همان راز “تور ماهیگیری” که هدف اصلی این دست نوشته است. پس اجازه بده تا در پایان آن را به خوبی برایت توضیح دهم.
خب از پیچیدگی هدفگذاری یکی این است که باید برنامه داشته باشید و این هم خود نیازمند مشورت و کمک از دیگران و استفاده از تجربیات دیگران است. تمام این مراحل نشان دهنده است که “هدفگذاری” صرف بیان یک خواست و آرزو و تلاش و حتی یک برنامه ریزی برای رسیدن به آن نیست. شما باید ” رسالت زندگی” خودتان را که همان “جهت حرکت شما به سمت هدف” است همراه با استراتژی و .. را آموخته باشید.
از همه این مراحل به یک نتیجه می رسیم: شما نیازبه یک مربی دارید.
مربی ای که شما را از بیرون و لحظه به لحظه آموزش بدهد، کمک کند، انرژی و امید بدهد تا بتوانید قهرمان زندگی خودتان شوید، من خودم را خودش شانس می دانم که توفیق بهره گرفتن از بهترین مربیان جان را به دست آورهد ام. مربیانی چون “دکتر کنت بلانکارد” ، “آنتونی رابینز” ، ” برایان تریسی” ،”چارلز گیونر” و این اواخر هم “دکتر موکسول” و جالب اینکه این بهترین مربیان را با هزینه ای نزدیک به صفر بکار گرفتم و این همان رمز طلایی و کلیدی است که حالا می خواوهم از آن رمزگشایی کنم، این همان تور ماهیگیری است از آن استفاده کرده و هنوز هم بکار می آید.
بله این کلید طلایی چیزی نست جز مطالعه کتاب های کاربردی و الهام بخش . این همان شاهراه یا استراتژی اصلی من در زندگی است. هرگاه به مشکلی برمیخورم بلافاصله سراغ کتاب هایی می روم که در این زمینه منتشر شده است، آن ها توسط بهترین مربیان جهان و متخصص در آن زمینه نگارش شده است و همیشه از اینکه چنین مربیانی داشته بسیار راضی و خشنود بوده ام.
جمع بندی: “هدفگذاری” چیزی فراتر از تعیین یک شغل و یا تحقق یک آرزوست. در یک هدفگذاری خوب شما باید از آخر شروع کنید، باید استراتژی “شاهراه رسیدن به هدف” خود را مشخص کنید، باید لیستی از آرزو ها داشته باشید، مهمترین آن را تبدیل به هدف بزرگ خود کنید و بعد آن را به اهداف کوچکتری تبدیل کنید، بری رسیدن به آن برنامه ریزی کنید و برای اینکه این اهداف فقط بر روی کاغذ نباشند و یا فقط بر روی ذهن شما باید چیزهایی که به شما انرژی می دهند مثل صمیمیت و یا مهربانی و یا برعکس انضباط و یا مثل من مطالعه کردن را به اهداف تزریق کنید تا نیمه راه کار را رها نکنید که همان و بالاخره باید “رسالت” یا همان “قطب نمای زندگی” خود را مشخص کنید تا در شلوغی و هیاهوی زندگی مسیر خود را گم نکنید و به سمت هدف نهایی  خود تا آخرین لحظه زندگی تان ادامه مسیر بدهید، خلاصه اینکه این همه کار را نمی توانید به تنهایی و بدون “مربی” انجام دهید.
از میان بهترین مربیان خوب جهان حداقل یکی را برای هدایت خودتان در این مسیر انتخاب کنید و از راهنمایی آن ها بهره بگیرید.
و اما بهترین مربیانی که در این زمینه مرا یاری کردند را نام می برم:
۱- آنتونی رابینز ( کتاب بسوری کامیابی، قسمت هدفگذاری)
۲- کنت بلانکارد (کتاب سیری در تکامل فردی)
۳- چارلز گیونز ( کتاب هنر موفق زیستن، قسمت هدفگذاری)
۴- برایان تریسی (کتاب هدف)

جی۵ لاین . کام
نویسنده: مهدی مالکی نژاد
منبع تصویر: Tweak Your Biz

ما پاسخ خواهند داد، برای مطالعه کلیه پرسش و پاسخ ها به صفحه “لیست پرسش و پاسخ” مراجعه نموده و جهت ارسال سوالات خود به صفحه “ارسال سوال” مراجعه فرمایید!

برچسب ها: , , , , , , , , ,

دیدگاه بگذارید

88 دیدگاه ها در "چطور هدف خود از زندگی را مشخص کنم؟"


مهمان
نادر
3 ساعت ها 33 دقیقه ها قبل

سلام به نظر من همه چیز همون قد که ارزش دارن همون قد هم بی ارزشند.منم با نظر حمید تا حدودی موافقم.شمامثال ماشین مدل بالا زدید نظرمن اینه همین ماشین لوکس الان که من ۲۵ سالمه لذت بهم میده سوار بشم که نیست حالا باید ۲۰ سال کار کنم تا شاید بتونم ماشین لوکس بخرم که سنم ۴۵ سال شده که لذت اون وقت رو هیچوقت بهم نمیده نمونه هاش زیاد هست.

مهمان
حمید
4 روز ها 4 ساعت ها قبل

چهارم پیش دانشکاه هستم واقعا امسال متوجه شدم که راهی رو که دارم می رم هیچ معنی خاصی نداره اخه فکرشو می کنم این همه ادم رفتن سر کار ازدواج کردن و پیر شدن و مردن و هیچ معنی خاصی نداره برام نا امیدم اخه نمی دونم چرا هیچ هدفی رو ارزشمند نمی دونم که براش تلاش کنم ولی درکل همشون فانی هستن و هیچ ارزشی ندارن واقعا دلم می خواد بدونم چرا افریده شدم و بابد کی باشم می خوام از خونه برم ببینم واقعا تو این دنیا چیز با ارزشی هم هست یا نه

مهمان
رسام صارمی
23 روز ها 19 دقیقه ها قبل

دلیل بی انگیزه بودن ، نداشتن هدف و احساس پوچی ، تجسم نکردن و فکر نکردن به چیزهای جذاب و زیبایی های اطرافمونه .چرا به زیباییهای بی شمار اطرافمون توجه نمیکنیم؟مثلا داشتن یه ماشین مدل بالا احساس مارو تغییر نمیده؟؟میده ؟اصلا تا حالا بهش فکر کردی؟ جوابت نه بود ؟واسه اینکه جرات فکر کردن و تجسم کردنش رو نداری برای اینکه لزومی نداره وقتی یه چیزی رو (نمیتونی یا نمیشه) بدست بیاری بهش فکر کنی ..نمیشه ،من نمیتونم، ماشین خوب واسه پولدارهاست و…اینها باورهای غلطی هستن که مانع هدف گذاری ما هستن . باید باورهای غلط رو به چالش کشید و زیر سوال برد و..rasamsaremi30@yahoo.com

مهمان
علی
3 ماه ها 2 ساعت ها قبل

سلام از پیام و کتابهاتون متشکرم بهتر میشد اگر نقطه تفاوت این کتاب هارو مینوشتین ممنون.

مهمان
حسین
3 ماه ها 18 روز ها قبل

خیلی عالی بود زندگی ام را نجات داد