شوهرم مرا درک نمی کندو احساس آرامش نمی کنم.


از: لی*لا

سلام آقای مهدی مالکی نژاد ؛نمیدانم شما چند سالتون هست وتا چه اندازه قادر به کمک کردن به من هستی ولی دراصل احساس میکنم احتیاج دارم با کسی درد دل کنم دوست صمیمی ندارم تو فامیل هم باکسی خیلی جور نیستم ۳۶سالم هست ولی احساس میکنم۶۰سالمه دلم از همه وبیشتر از شوهرم گرفته آدم بدی نیست ولی ذره ای نمیتونه من رو درک کنه ۱۵سال هست دارم باهاش زندگی میکنم اما هیچوقت در زندگی با او احساس راحتی آرامش واعتماد را پیدا نکردم ۲سال هست ناراحتی قلبی گرفتم تازگی ها هم دکترها بهم گفتن تومورخوش خیمی تو سرم دارم دست دلم به هیچکاری نمیره کارعقب افتاده زیاد دارم ازطرفی احساس میکنم زندگیم تباه شده.

سلام بر جی۵ لاینیهای عزیز :
می دانم که از دستم عصبانی هستید ، اونهم درست و حسابی! می دانم که هر بار که به لیست پرسشها نگاه می کنید با خودتان می گویید: این هم از آقای مالکی! آخه جواب بده دیگه! و می دانم که جوابی برای این کوتاهی عرضه کنم، ریالی نمی ارزد.پس خیال توجیه ندارم و قصدم از نوشتن این متن کوتاه ، فقط و فقط معذرت خواهی است.حقیقتش برای حل مشکل سوال بی پاسخ باید کاری می کردم و در همین راستا بود که از دوست خوب و نویسنده مان جناب آقای سعید گل محمدی خواهش کردم که در حد وقت خودشان، که بسیار هم ذی قیمت است، لطف کنند و به سوالات پاسخ گویند. البته تعهد من به بازگشت حتمی است. بار دیگر از شما تشکر می کنم که جی۵ لاین را برای مثبت اندیشی انتخاب کردید و از آقای گل محمدی هم تشکر ویژه دارم که زحمت پاسخگویی را به عهده گرفتند.
دوستتان دارم. مهدی مالکی نژاد

سعید گل محمدی:

دوست عزیز سلام
با توجه به توضیحاتی که  نوشته بودید:
برداشت بنده از صحبت های شما این است که بیشتر شرایط ( بخصوص همسرتان و اطرافیانتان ) را عامل این مشکلاتی که بیان نمودید می دانید . شرایط شما قابل درک است ، ولی در رابطه با مشکلاتتان به چند نکته توجه نمایید :
۱- به صورت روزانه برنامه ریزی کنید و هر روز به طور مرتب و منظم روی رشد درونی خود کار کنید . می توانید کتاب هایی را مطالعه کنید که در زمینه نگرش مثبت در زندگی می باشند ، در سمینارهای موفقیت شرکت کنید ، تمرینات مختلفی را انجام دهید و …. .
یک قانونی وجود دارد که می گوید : شما روی هر چیزی که تمرکز کنید ، گسترش پیدا می کند . الان با توجه اینکه روی رابطه سردی که همسرتان با شما دارد متمرکز شوید ، این رابطه روز به روز سردتر می شود ، البته این موضوع را هم در نظر داشته باشید که رابطه سرد شما با همسرتان و اطرافیانتان یک شبه اتفاق نیفتاده است و یا شما این بیماری قلبی را که به آن اشاره نمودید ، یک شبه اتفاق نیفتاده است و به مرور زمان ( به دلیل عدم توجه به بعضی موضوعات) اتفاق افتاده اند . پس صبور باشید ، و در برنامه رشد درونی خود استمرار داشته باشید و تا زمانی که به نتیجه دلخواه برسید به این روند ادامه دهید . استمرار در مطالعه و به عمل درآوردن مطالبی که در این کتاب ها نگاشته شده است ، باعث می شود که به مرور زمان به اقتدار شخصی برسید . کسی که به اقتدار می رسد ، کسی است که نسبت به تمام اتفاقاتی که در زندگیش می افتد عکس العمل مثبتی نشان می دهد و شادی ، آرامش و عشق را به عوامل بیرونی وابسته نمی کند . اهداف جدیدی برای خود در زندگی تعیین کنید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید . به مرور زمان که رشد درونی شما بیشتر می شود ، برخود مثبت و موثرتری می توانید با مشکلات زندگی تان داشته باشید . چون به هنگام رویارویی با مشکلات اساسی زندگی ، نمی توانیم از همان سطح تفکری که آن مشکلات را به وجود آوردیم ، آنها را برطرف کنیم .

۲- بنده تا امروز زوج های زیادی را دیدم که فکر می کردند مشکل از سمت طرف مقابلشان است و … ولی بعد از بررسی رفتارهای خودشان متوجه شدند که در خیلی از بخش های زندگی شان ، رفتارهای خودشان نیز مشکل دارد و آنها را باید اصلاح نمایند . در این رابطه برای اینکه آگاهی شما در مورد رابطه تان با همسرتان بهتر شود ، پیشنهاد می شود کتاب « معجزۀ صمیمیت» را که توسط انتشارات نسل نواندیش به چاپ رسیده است را تهیه نموده و آن را یک بار به دقت مطالعه کنید و مهم تر از همه به دستورالعمل های اشاره شده در آن «عمل کنید .» توجه داشته باشید که ، دانستن صرف، کافی نیست، باید به آنچه می‌آموزیم، متعهد باشیم و آن‌ها را در زندگی خود در عمل پیاده کنیم، چرا که گفته‌اند: از هزاران نفر، یک نفر مطالعه می‌کند. از هزاران نفر که مطالعه می‌کنند، یک نفر می‌فهمد. از هزاران نفر که می‌فهمند، یک نفر درک می‌کند. از هزاران نفر که درک می‌کنند، یک نفر عمل می‌کند.
۳- ارتباط خود را با خدا بیشتر کنید . و در حوزه معنویات ( و عرفان) حوزه مطالعاتی خودتان را بیشتر کنید . هیچ چیزی جز یاد خدا نمی تواند آرامش حقیقی و قلبی را به شما بدهد .
۴- دوستی می گفت : کسی که می خواهد با عقاب ها پرواز کند ، هرگز با مرغابی ها شنا نمی کند . سعی کنید در زندگی خود ، بیشتر وقت خودتان را با افرادی بگذرانید که از لحاظ روحیه و سطح انرژی روی شما تاثیر می گذارند . به طور جدی از هم نشینی با افراد منفی پرهیز کنید .
۵- تعدادی کتاب برای مطالعه به شما پیشنهاد می شود :
هفت عادت مرمان موثر / استفان کاوی / ترجمه محمد رضا آل یاسین
قوانین قدرت / رابرت گرین / ترجمه محمد رضا آل یاسین
نیروی حال / اکهارت تول / ترجمه مسیحا برزگر
زن واسپرده / لورا دویل / ترجمه مهدی قراچه داغی

شاد ، عاشق و خلاق باشید
سعید گل محمدی
www.NimKiloo.com

برچسب ها: , , , , , , ,

دیدگاه بگذارید

11 Comments on "شوهرم مرا درک نمی کندو احساس آرامش نمی کنم."

avatar
فاطمه
Guest

سلام شهزاد خانم شما خیلی انرژی مثبت میدید میخوام باهاتون آشنا بشم اگه دوست دارید؟

شهزاد
Guest

سلام مرسی از لطفت.

منم از پیدا کردن دوستان جدید خوشحال میشم. یه دوست خیلی خوب از کرمانشاه توی همین سایت پیدا کردم. متاسفانه شماره اش از گوشیم پاک شده اگه پیغام منو میخونه حتما باهام تماس بگیره چون خیلی دلم براش تنگ شده.

حمید شهبازی
Guest

اقای گل محمدی عزیز جوابت خیلی عالی و شامل و جامعه،یک قانونی وجود دارد که می گوید : شما روی هر چیزی که تمرکز کنید ، گسترش پیدا می کند حرف بسیاردرستیه،وتو قرآنم داریم که العبد یدبر والله یقدر،یعنی همه ی موفقیت وشکست من دست خودمه،دست ارتباطامه،ای نسخه ی نامه ی الهی که تویی ،وی آینه ی جمال شاهی که تویی ،بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست ازخود بطلب هرآنچه خواهی که تویی،امیدوارم مشکل این دوستمونم حل بشه.

شهزاد
Guest
سلام. من چند تا نکته هم اضافه کنم: من رمان زیاد میخونم رمان ها عشق ادم رو بیشتر پرورش میدن ادم همزاد پنداریش با سرعت زیاد میره بالا. اخرین رمانی که دارم میخونم و الان ۳ ماهه هنوز وقت نکردم تمومش کنم بر باد رفته اثر مارگارت میچل هستش. فوق العاده است. داستانش درباره یه دختری هست که با تمام سختی ها توی قحطی و جنگ هم پرستاری میکرده هم عشقشو داشته و از هیچی به همه چی میرسه البته من هنوز تمامش نکردم. البته باز بسته به روحیات خودتون داره چی بخونید من خودم رمان زیاد میخونم. یه چیز… Read more »
مادام
Guest

به نظر خیلی بیشتر درباره مشکل توضیح داده می شد بهتر بود به نظرم یک نواختی زندگی است که اغلب زوج ها دچار آن می شوند

سارا
Guest

شکستگی … شکسته بند …

هر دو هست در جهان ؛

محالِ زندگیست بودنِ یکی ، بدون دیگری …

از چه غم خوری عزیز دل !؟

wpDiscuz