شعله ی مقدس

جی۵ لاین:  در روزگاران قدیم مردی خبردار شد که در سرزمینی بسیار دور شعله ای مقدس وجود دارد که وجودش گرمی بخش زندگی خواهد بود. پس به راه افتاد تا به شعله مقدس برسد. با خود اندیشید که وقتی به شعله برسم، شادکامی را به زندگی خواهم آورد. من هم آن را به تمام کسانی که دوستشان دارم خواهم بخشید. سرانجام به آن شعله رسید و بارقه ای از آن را برداشت تا با آن زندگی خود را گرمی بخشد. در طول راه دائم نگران بود که مبادا شعله اش خاموش شود. در راه مردی را دید که از سرما می لرزد و با خود فکر کرد بهتر است کمی از این شعله را به این مرد بدهم. ولی تردید کرد که این شعله مقدس است و نباید به انسانی معمولی مانند او بدهم. خواست به راه خود ادامه دهد که ناگهان توفانی در گرفت و باران باریدن گرفت. مرد تلاش کرد جلوی خاموش شدن شعله را بگیرد ولی موفق نشد و سرانجام شعله خاموش شد. راه بسیار زیادی  را آمده بود و بازگشت دوباره در توان او نبود. ولی می توانست پیش مرد بی سر پناه بر گردد و شعله ای از او بگیرد و با شعله ای که چندی پیش بخشیده بود به راهش ادامه دهد و به خانه اش بر گردد.

چه سخت است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن. دکتر شریعتی 

منبع تصویر:blog
منبع اصلی:آرامشگر/ صابر قاسمی /انتشارات درنا قلم
  •  نظرتون رو بفرستیدو اگر از دیدگاه دوستان دیگه هم خوشتون اومد،برای تأیید روی علامت + کلیک کنید.

هر روزساعت۷صبح یک داستان مثبت درجی۵لاین منتشر میشود.برای دریافت آن در ایمیلتان“فیدبرنر”را مطالعه فرمایید. برای مطالعه ی کلیه ی داستان های مثبت این کتاب می توانید خرید ازانتشارات درنا قلم داشته باشید تا علاوه برحمایت ازمولف گرانقدر در توسعه ی مثبت اندیشی بکوشیم.

برچسب ها: , , , , ,

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه on "شعله ی مقدس"

avatar
نازنین
Guest

خوش بختی از آن کسیست که آن را تنها برای خود نخواهـــــــــــــــد

wpDiscuz