دیگر نمی توانستم از عهده مخارج خانواده برآیم

جی۵ لاین: سال ها پیش من به تازگی شغل نیمه وقت خودم را از دست داده بودم و دیگر نمی توانستم از عهده مخارج خانواده برآیم. تنها در آمد ما پولی بود که مادر از راه خیاطی برای دیگران به دست می آورد. مدتی بعد او هم به مدت چند هفته بیمار شد و قادر به کار کردن نبود. مقدار پس انداز ما حتی در آن حد هم نبود که بتوانیم قبوض آب و برق و گاز را پرداخت کنیم!

خوشبختانه در حیاط یک باغچه بزرگ داشتیم و در آن سبزی می کاشتیم که می توانستیم بعضی از محصولات آن را برداشت کرده و استفاده کنیم.

یک روز خواهر کوچکم وقتی از مدرسه برگشت گفت: از ما خواستند که فردا برای کمک به فقرا چیزی به مدرسه ببریم.

مادر ناگهان گفت: من کسی را فقیر تر از خودمان سراغ ندارم!

در آن لحظه مادربزرگ که در آن زمان با ما زندگی می کرد دستش را روی بازوی مادرم گذاشت و به او اخم کرد تا ادامه ندهد، سپس به مادر گفت: دخترم، اگر در این سن در ذهن بچه فرو کنی که او از خانواده ی فقیری است، او بقیه عمرش را فقیر خواهد ماند. ضمن اینکه حس کمک کردن به دیگران نیز در وجودش از بین خواهد رفت. توی خانه یک شیشه مربا مانده است که می تواند آن را ببرد.

مادربزرگ مقداری زرورق با روبان صورتی رنگ پیدا کرد و آخرین شیشه مربا را با سلیقه فراوان تزیین کرد و به  خواهرم داد.

روز بعد خواهر کوچولو در حالی که با افتخار هدیه خود به فقرا را در دست داشت به مدرسه رفت.

سخاوتمندی و بخشش از گرانقدرترین ارزش ها هستند، ضمن آنکه می توان بازگشت مثبت آن را مانند خاطره برای همسایه ها و دیگر آشنایان خیاطی می کنم در زندگی لمس کرد.

جی۵ لاین . کام
منبع اصلی: کتاب سوپ جوجه برای تقویت روح زنان/ جک کنفیلد-مارک ویکتور هنسن-جنیفر رید-مارسی شیمون/ اکرم علیزاده/انتشارات یاران
منبع تصویر: etsy static
بازنویسی و انتشار: حوریه جعفری

هر روز، ساعت ۷ صبح یک داستان مثبت در جی۵ لاین منتشر خواهد شد، اگر می خواهید روزی یک داستان انرژی بخش به ایمیل شما ارسال شود، صفحه “فیدبرنر” را مطالعه فرمایید. همچنین برای دیدن سایر داستان ها به صفحه لیست داستان های مثبت مراجعه کنید.

برچسب ها: , , , , ,

دیدگاه بگذارید

17 Comments on "دیگر نمی توانستم از عهده مخارج خانواده برآیم"

avatar
منصوره کشاورز
Guest

خیلی داستان آموزنده وجالبی بود

نسترن معینی
Guest

خیلی داستان خوبی بود
آفرین!!!

wpDiscuz