آلفرد از مشاهده تیتر روزنامه صبح شگفت زده شد.

جی۵ لاین: لودویک برادر آلفرد فوت کرده بود اما روزنامه ها به اشتباه گمان بردند که فرد فوت شده آلفرد است. از این رو زمانی که او روزنامه های صبح را ورق می زد از تیتر صفحه اصلی شگفت زده شد:

“آلفرد نوبل، سوداگر مرگ و کسی که مرگ آورترین سلاح بشر یعنی دینامیت را اختراع  کرد عصر دیروز چشم از جهان گشود.”

آلفرد از اینکه دیدگاه دیگران در مورد خود را اینگونه دیده بود بسیار ناراحت شد. او که سال ها زندگی خود را وقف علم شیمی کرده بود نمی خواست بعد از مرگ او را با این عنوان یاد کنند.

بنابراین تصمیم گرفت وصیت نامه خود را تغییر دهد. او ۹۰ درصد از اموال خود را که میزان قابل توجهی بود به پنج قسمت تقسیم کرد:

یک قسمت به کسی تعلق می گرفت که مهمترین کشف یا اختراع را در زمینه فیزیک انجام داده باشد. بخش دوم به کسی که کشف و اختراع مهمی در رشته شیمی داشته باشد، بخش سوم متعلق به جایزه فردی بود که در رشته فیزیولوژی یا پزشکی اقدامی مهم و موثر انجام داده باشد، بخش چهارم به رشته ادبیات و آخرین بخش نیز به فردی که بهترین فعالیت ها را در راستای صلح طلبی و برادری بین مردم انجام داده باشد.

بنابراین آلفرد نوبل با تصمیمی قاطع و درست کاری کرد که بعد از مرگ از یک سوداگر مرگ به فردی که نامش هر ساله به عنوان بنیانگذار جایزه ای جهانی یاد می شود تبدیل شود.

جی ۵ لاین . کام
منبع اصلی: ویکیپدیا
منبع تصویر: blogspot
بازنویسی: حوریه جعفری
بازنگری و انتشار: حمید توکلی کرمانی

هر روز، ساعت ۷ صبح یک داستان مثبت در جی۵ لاین منتشر خواهد شد، اگر می خواهید روزی یک داستان انرژی بخش به ایمیل شما ارسال شود، صفحه “فیدبرنر” را مطالعه فرمایید!

برچسب ها: , , , , ,

دیدگاه بگذارید

15 دیدگاه ها در "آلفرد از مشاهده تیتر روزنامه صبح شگفت زده شد."


مهمان
محمد.ح
2 سال ها 4 ماه ها قبل

داستان قشنگی بود…من که خیلی خوشم اومد.

مهمان
محمد.ح
2 سال ها 4 ماه ها قبل

البته منم اگه به جای آقای نوبل بودم،به احتمال زیاد میرفتم پیش مدیر روزنامه فروشی و بهش این اشتباه رومیگقتم.

مهمان
آلما
2 سال ها 9 ماه ها قبل

بخش پنجم به کی تعلق می گرفت

مهمان
آلما
2 سال ها 9 ماه ها قبل

ببخشید اشتباه شد

مهمان
احمدرضا میرطاهری
4 سال ها 1 ماه قبل

اتفاقا همیشه واسم سوال بود این جایزه رو برای چی اسمش رو گذاشتن نوبل
داستان جالبی داشته. ممنون
امشب واسه پسرم تعریف می کنم داستانش رو. شش سالشه و خیلی باهوشه

مهمان
ستايش
4 سال ها 2 ماه ها قبل

اما خوب بوده ک مایه دار بوده وا وگرنه …. 😉 😉

مهمان
میترا توسلی
4 سال ها 2 ماه ها قبل

همینطوره سارا جون