<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>موفقیت - جی 5 لاین</title>
	<atom:link href="http://g5line.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://g5line.com</link>
	<description>داستان موفقیت، صوت موفقیت، خاطره موفقیت</description>
	<lastBuildDate>Thu, 23 May 2013 02:30:36 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.5.1</generator>
		<item>
		<title>گاهی یه لبخند دلی رو باز میکنه که هیچی جایگزینش نمیشه!</title>
		<link>http://g5line.com/memory/%db%8c%d9%87-%d9%84%d8%a8%d8%ae%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d9%87%db%8c%da%86-%da%86%db%8c%d8%b2-%d8%ac%d8%a7%db%8c/</link>
		<comments>http://g5line.com/memory/%db%8c%d9%87-%d9%84%d8%a8%d8%ae%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d9%87%db%8c%da%86-%da%86%db%8c%d8%b2-%d8%ac%d8%a7%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 May 2013 02:30:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>الناز قربانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[آشنا]]></category>
		<category><![CDATA[بی تفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[جی5لاین]]></category>
		<category><![CDATA[دلسرد]]></category>
		<category><![CDATA[لبخند]]></category>
		<category><![CDATA[مدیر]]></category>
		<category><![CDATA[معرفت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://g5line.com/?p=9729</guid>
		<description><![CDATA[جی۵ لاین: تو درمانگاه نشسته بودم و منتظر بودم تا نوبتم بشه و پذیرش اسمم رو بگه.یه خانومی از در روبه روی من وارد شد و اومد رو ردیف صندلی های پشت سرم نشست.چهره اش آشنا [...]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a title="موفقیت و مثبت اندیشی" href="http://g5line.com/" target="_blank">جی۵ لاین</a>: تو درمانگاه نشسته بودم و منتظر بودم تا نوبتم بشه و پذیرش اسمم رو بگه.یه خانومی از در روبه روی من وارد شد و اومد رو ردیف صندلی های پشت سرم نشست.چهره اش آشنا بود ولی حوصله ی فکر کردن نداشتم.<br />
فشارم پایین بود و یه کمی سرم گیج می رفت بالاخره نوبتم شد و داخل مطب رفتم و آقای دکتر یک سرم جانانه با کلی قرص و شربت واسه سرماخوردگیم نوشت و اومدم بیرون.<br />
می خواستم از درمانگاه خارج شم تا پذیرش صدا زد:خانم شاملو<br />
بعد هم همان خانمی که به نظر آشنا بود بلند شد و سمت مطب رفت.<br />
اینجا بود که یه جرقه ته مغزم خورد.خانم شاملو&#8230;مدیر دبستان نوبهار &#8230;سال ۷۵-۷۶<br />
فشارم پایین بود و واقعا توان ایستادن نداشتم باید هرچه زودتر سرم و داروها رو میگرفتم،ولی منتظر موندم تا از مطب بیرون بیاد.<br />
خیلی با ذوق زدگی رفتم پیشش و گفتم :خانم شاملو،من شما رو میشناسم،من شاگرد دبستانی بودم که شما مدیر آن بودید!<br />
لبخندی زد و گفت:&#8230;عزیزم ،از دیدنت خیلی خوشحالم&#8230;<br />
_مطمئنا منو به خاطر نداشت و این جمله رو برای &#8220;من نوعی&#8221; بکار برد.<br />
ولی جوری با محبت و گرمی با من صحبت کرد که به کل فشار پایینم رو فراموش کردم.<br />
چند لحظه گذشت و بهم گفت:</p>
<p>_من خیلی ها رو می بینم که مطمئنم جزو شاگردای مدرسه ام بودن و منو میشناسن ولی بی تفاوت از کنارم رد میشن و سردی اون ها من رو هم دلسرد میکنه&#8230;<br />
_نشون دادن معرفت و محبت الان خیلی کم شده&#8230;<br />
همه ی حرف ها به کنار ولی این جمله شون تو ذهنم موند&#8230;<br />
و خواستم اینجا مطرحش کنم که همیشه و تحت هر شرایط بزرگترهای خودمون رو یاد کنیم حتی اگه ما رو نمیشناسند،حتی اگه معرفی هم بکنیم باز هم نشناسند ،حتی اگه بداخلاق بودند.و خاطره ی تلخی ازشون داریم.<br />
معلم،همسایه ی قدیمی،دوستای خیلی دور<br />
یه سلام با یه لبخند دلی رو باز میکنه که گاهی هیچ چیز جایگزینش نمیشه!</p>
<p><a title="موفقیت و مثبت اندیشی" href="http://g5line.com/memory/" target="_blank">جی۵ لاین . کام</a></p>
<p>خاطره ای از دوست خوبمون : الهه</p>
<p>ارسال شده از: البرز</p>
<p>منبع تصویر:  <a title="تصویر داستان" href="http://www.shutterstock.com/">Shutter Stock</a><a title="تصویر داستان" href="http://g5line.com/goto/http://www.shutterstock.com/" target="_blank" rel="nofollow"><br />
</a></p>
<p><a title="مثبت اندیشی" href="http://g5line.com/goto/http://www.thinkpool.com/" target="_blank" rel="nofollow">هر پنجشنبه، یکی از </a><a title="مثبت اندیشی" href="http://g5line.com/goto/http://www.thinkpool.com/" target="_blank" rel="nofollow">خاطرات</a><a title="مثبت اندیشی" href="http://g5line.com/goto/http://www.thinkpool.com/" target="_blank" rel="nofollow"> ارسالی توسط بازدیدکنندگان منتشر خواهد شد، برای مطالعه سایر خاطره ها به صفحه “</a><a title="مثبت اندیشی" href="http://g5line.com/goto/http://www.thinkpool.com/" target="_blank" rel="nofollow">لیست خاطره های مثبت</a><a title="مثبت اندیشی" href="http://g5line.com/goto/http://www.thinkpool.com/" target="_blank" rel="nofollow">” و جهت ارسال خاطره خود به صفحه “</a><a title="مثبت اندیشی" href="http://g5line.com/goto/http://www.thinkpool.com/" target="_blank" rel="nofollow">ارسال خاطره</a><a title="مثبت اندیشی" href="http://g5line.com/goto/http://www.thinkpool.com/" target="_blank" rel="nofollow">” مراجعه فرمایید!</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://g5line.com/memory/%db%8c%d9%87-%d9%84%d8%a8%d8%ae%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d9%87%db%8c%da%86-%da%86%db%8c%d8%b2-%d8%ac%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مفهوم زندگی</title>
		<link>http://g5line.com/success-stories/%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/</link>
		<comments>http://g5line.com/success-stories/%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 May 2013 02:30:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>الناز قربانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[آغاز]]></category>
		<category><![CDATA[احساس]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرصت]]></category>
		<category><![CDATA[مفهوم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://g5line.com/?p=9412</guid>
		<description><![CDATA[جی۵ لاین: روزی مرد فرزانه ای از فرشته ای پرسید:«مفهوم زندگی چیست؟» فرشته پاسخ داد:«زندگی به خودی خود مفهومی ندارد.زندگی فرصتی است برای ایجاد یک مفهوم.» فرزانه ی ژرف نگر&#8221;جو نیوان&#8221;در باره ی زندگی می گوید: [...]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a title="موفقیت و مثبت اندیشی" href="http://g5line.com" target="_blank">جی۵ لاین</a>: روزی مرد فرزانه ای از فرشته ای پرسید:«مفهوم زندگی چیست؟»</p>
<p>فرشته پاسخ داد:«<strong>زندگی به خودی خود مفهومی ندارد.زندگی فرصتی است برای ایجاد یک مفهوم</strong>.»<br />
فرزانه ی ژرف نگر&#8221;جو نیوان&#8221;در باره ی زندگی می گوید:<br />
زندگی سرشار از شور است،پاره ای از آن باش!<br />
زندگی آمیخته به تلاش است،با آن آغاز کن!<br />
زندگی با اندوه همراه است،درد از آن بزدای!<br />
زندگی با شادی همراه است،احساسش کن،دریابش و تقسیمش کن!<br />
زندگی بسته به آرمان هایی است بکوش تا به والاترین شان برسی!<br />
زندگی مقصدی را می جوید،کاشف آن باش.<br />
<strong>دیل کارنگی:«برای زندگی فکر کنید اما غصه نخورید.»</strong></p>
<p><a title="موفقیت و مثبت اندیشی" href="http://g5line.com" target="_blank">جی۵ لاین . کام</a></p>
<ul>
<li>منبع تصویر:  <a href="http://www.imabgroup.net/">آ</a>رشیو</li>
<li>منبع اصلی:خودت باش جلد یکم/ مؤلف : سعید گل محمدی/  انتشارات آسیم
<ul>
<li><a href="http://g5line.com/wp-content/uploads/2013/05/khodet-bash.jpg"><img class="aligncenter" alt="khodet bash" src="http://g5line.com/wp-content/uploads/2013/05/khodet-bash-300x199.jpg" width="300" height="199" /></a></li>
<li></li>
</ul>
<div> <strong>نظرتون رو بفرستیدو اگر از دیدگاه دوستان دیگه هم خوشتون اومد،برای تأیید روی علامت + کلیک کنید.</strong></div>
</li>
</ul>
<p>هر روزساعت۷صبح یک <a title="داستان مثبت اندیشی و موفقیت" href="http://g5line.com/success-stories-list">داستان مثبت</a> درجی۵لاین منتشر میشود.برای دریافت آن در ایمیلتان“<a title="چطور می توانم متن های جی۵ لاین را هر روز در ایمیل خود بخوانم؟ " href="http://g5line.com/feedburner/">فیدبرنر</a>”را مطالعه فرمایید.</p>
<p><strong>برای مطالعه ی کلیه ی داستان های مثبت این کتاب می توانید خرید از انتشارات  آسیم </strong><strong>داشته باشید تا علاوه برحمایت از ناشر محترم و مترجم  گرانقدر در توسعه ی مثبت اندیشی بکوشیم.</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://g5line.com/success-stories/%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پشتکار جادو می کند!</title>
		<link>http://g5line.com/success-stories/%d9%be%d8%b4%d8%aa%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://g5line.com/success-stories/%d9%be%d8%b4%d8%aa%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 May 2013 02:30:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>الناز قربانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[جادو]]></category>
		<category><![CDATA[جوان]]></category>
		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>
		<category><![CDATA[پشتکار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://g5line.com/?p=9525</guid>
		<description><![CDATA[جی۵ لاین: فروشنده ی جوان سرانجام برای کار در دفتر رئیس پذیرفته شد.رئیس به او گفت:«ای جوان !تو باید خوشحال باشی که من تو را در اینجا پذیرفته ام.تا قبل از تو پنج فروشنده را رد [...]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a title="موفقیت و مثبت اندیشی" href="http://g5line.com" target="_blank">جی۵ لاین</a>: فروشنده ی جوان سرانجام برای کار در دفتر رئیس پذیرفته شد.رئیس به او گفت:«ای جوان !تو باید خوشحال باشی که من تو را در اینجا پذیرفته ام.تا قبل از تو پنج فروشنده را رد کرده ام.«<br />
فروشنده ی جوان گفت:می دانم قربان .من هر پنج تای آن ها بوده ام.</p>
<p><a title="موفقیت و مثبت اندیشی" href="http://g5line.com" target="_blank">جی۵ لاین . کام</a></p>
<ul>
<li>منبع تصویر:   <a title="تصویر داستان" href="http://www.shutterstock.com/">Shutter Stock</a><a title="ROZANE" href="http://www.rozanehonline.com/"><br />
</a></li>
<li>منبع اصلی:از کوتهی توست که دیوار بلند است/ مؤلف : سعید گل محمدی/  انتشارات نسل نو اندیش</li>
</ul>
<p style="text-align: center;"><a href="http://g5line.com/wp-content/uploads/2013/05/wall.jpg"><img class="size-medium wp-image-9563 aligncenter" alt="wall" src="http://g5line.com/wp-content/uploads/2013/05/wall-242x300.jpg" width="242" height="300" /></a></p>
<div> <strong>نظرتون رو بفرستیدو اگر از دیدگاه دوستان دیگه هم خوشتون اومد،برای تأیید روی علامت + کلیک کنید.</strong></div>
<p>هر روزساعت۷صبح یک <a title="داستان مثبت اندیشی و موفقیت" href="http://g5line.com/success-stories-list">داستان مثبت</a> درجی۵لاین منتشر میشود.برای دریافت آن در ایمیلتان“<a title="چطور می توانم متن های جی۵ لاین را هر روز در ایمیل خود بخوانم؟ " href="http://g5line.com/feedburner/">فیدبرنر</a>”را مطالعه فرمایید.</p>
<p><strong>برای مطالعه ی کلیه ی داستان های مثبت این کتاب می توانید خرید از انتشارات  <a title="نشر نسل نواندیش" href="http://www.naslenowandish.com/" target="_blank">نسل نو اندیش</a> </strong><strong>داشته باشید تا علاوه برحمایت از ناشر محترم و مولف گرانقدر در توسعه ی مثبت اندیشی بکوشیم.</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://g5line.com/success-stories/%d9%be%d8%b4%d8%aa%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستان امید</title>
		<link>http://g5line.com/success-stories/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af/</link>
		<comments>http://g5line.com/success-stories/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 May 2013 02:30:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>الناز قربانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[آتش نشان]]></category>
		<category><![CDATA[امید عباسی]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[اهداعضو]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگ مرد]]></category>
		<category><![CDATA[تنفس]]></category>
		<category><![CDATA[دلیر]]></category>
		<category><![CDATA[فداکاری]]></category>
		<category><![CDATA[ماسک]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ مغزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://g5line.com/?p=9526</guid>
		<description><![CDATA[جی۵ لاین: داستان امروز برخلاف معمول از هیچ کتابی انتخاب نشده. از یه اتفاق نشات گرفته و از عمل یک قهرمان در ۲۴ اردیبهشت ۹۲. آقای&#8221; امید عباسی&#8221; داستان امروز را رقم میزنند. آتش نشان قهرمانی [...]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><a title="موفقیت و مثبت اندیشی" href="http://g5line.com" target="_blank">جی۵ لاین</a>: داستان امروز برخلاف معمول از هیچ کتابی انتخاب نشده.<br />
از یه اتفاق نشات گرفته و از عمل یک قهرمان در ۲۴ اردیبهشت ۹۲.<br />
آقای&#8221; امید عباسی&#8221; داستان امروز را رقم میزنند.<br />
آتش نشان قهرمانی که در طی انجام ماموریت در طبقه ی دهم ساختمانی که دچار حریق شده بود،<br />
تصمیمی گرفت که باعث شکل گرفتن حیات و امید در چند خانواده و البته همه ی جامعه ای که این خبر راشنیدند،شد.<br />
وقتی با همکاران در محل حادثه، یک مادر و فرزند را از دام آتش نجات دادند هنوز باید به محل سانحه برمیگشت.چون هنوز یک کودک خردسال دیگر در دام آتش بود.<br />
او را پیدا کرد به جای امنی منتقل کردو ماسک تنفس خود را به دختر خردسال داد و جان او را از مرگ حتمی نجات داد.ولی بخاطر سوختگی ، مصمومیت شدید و دود زدگی، خودش دچار مرگ مغزی شد.<br />
او <strong>تنها ۳۵ سال داشت،و مثل همه ی ما دارای خانواده و دوستانی بود که به آن ها احساس تعلق میکرد.همسر ، مادرو پدر و سایر نزدیکانی که نیمی از وجودشان با رفتن امید از دست رفت</strong>.<br />
میهن ما از خودگذشتن و فداکاری بسیاری را دیده ولی به عقیده ی من امید عباسی با بقیه متفاوت است.<br />
او فردی بود که با <strong>آگاهی کامل</strong> دست به این اقدام زد ،او یک کارشناس بود که دوره های کامل و تخصصی امداد و نجات را گذرانده بود و می دانست که سرانجام عملکردش چه خواهد بود.<br />
فداکاری او نه حادثه بود و نه اتفاق و یا وظیفه،نه تحت تاثیر محیط بوده و نه و از روی احساسات زودگذر.<br />
دوره جنگ ایران و عراق کم نبودند مردانی که ماسک تنفسی خود را هنگام بمب های شیمیایی به یکدیگر می بخشیدند و خود مسموم می شدند.ولی آن ها جنگ و شهادت را وظیفه ی خود می دانستند.وبا عشق به میهن و به مردم دلیرانه می کوشیدند.<br />
ولی <strong>اودرهمین جامعه ی امروزی ما بوده و فقط و فقط به جان یک انسان فکر می کرده</strong>، فارغ از آنچه گریبان خودش را میگیرد.<br />
فقط انسان، نه فردی بالغ، یا انسانی موثر برای جامعه، یا یک رهبر محبوب،که ازخود گذشتن برای نجات جان او یک افتخار باشد.<br />
<strong>او یک انسان است مثل من و شما</strong>، فرقی نمیکند که او یک دختر خردسال است!<br />
و امید بی شک فقط به این موضوع فکر میکرده،با تایید مرگ مغزی او، خانواده ی بزرگوارش <strong>با اهدائ اعضای بدنش موافقت کردند وامید دوباره امیدی شد به زندگی برای ادامه ی حیات ۳تن دیگر</strong>.<br />
دیروز یکشنبه۲۹ اردیبهشت ۹۲ مراسم تشییع پیکر بزرگمرد امید عباسی بود.<br />
علاوه بر ذکرهای معمول برای شادی روح وبه پاس بزرگداشت او ،&#8221;<strong>امید عباسی &#8221; و فداکاری بزرگ اش را به یاد بسپاریم</strong>.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://g5line.com/wp-content/uploads/2013/05/162.jpg"><img class="size-medium wp-image-9533 aligncenter" alt="162" src="http://g5line.com/wp-content/uploads/2013/05/162-201x300.jpg" width="201" height="300" /></a></p>
<p><a title="موفقیت و مثبت اندیشی" href="http://g5line.com" target="_blank">جی۵ لاین . کام</a></p>
<p>نویسنده:مدیر سایت</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://g5line.com/success-stories/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
