بایگانی | داستان مثبت

این حمله نیاز به جسارت زیادی داشت

جی۵ لاین: در روم باستان یکی از فرماندهان ارشد نقشه ای را برای حمله به دشمن طرح ریزی کرد. این حمله نیاز به جسارت زیادی داشت و امکان کشته شدن افراد زیادی وجود داشت. از […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

تبری برداشت و به سرعت به طرف روستا رفت

جی۵ لاین: در زمان های دور در قوم بنی اسرئیل عابدی زندگی می کرد. روزی به او خبر دادند که در روستایی در این نزدیکی مردم درختی را می پرستند. عابد تبری برداشت و به […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

نباید با هیچ کس صحبت کنید

جی۵ لاین: استادی چهار شاگرد داشت. روزی تصمیم گرفت که به آن ها درسی بیاموزد پس به هر یک از شاگردان گفت که تا چهار روز نباید با هیچ کس صحبت کنند. روز اول سپری […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

وزن یک لیوان آب چقدر است

جی۵ لاین: استادی هنگام شروع کلاس لیوانی پر آب در دست گرفت و رو به دانشجویان گفت: به نظر شما وزن این لیوان آب چقدر است؟ هر کس چیزی گفت: ۱۰۰ گرم، ۷۰ گرم و […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

به وسایل کهنه و قدیمی خانه نگاه کردم

جی۵ لاین: در حال جارو کردن پیاده روِ جلو خانه بودم که دیدم پسر و دختری کوچک به سویم آمدند. پسر به آرامی پرسید: خانم، روزنامه کهنه دارین؟ می خواستم نه بگویم که چشمم به […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

ملانصرالدین مهمانی را ترک کرد

جی۵ لاین: روزی ملانصرالدین با لباسی کهنه و مندرس به مجلس مهمانی رفت. میزبان و سایر مهمان ها بدون توجه به ملا به کار خود مشغول بودند و کسی او را تحویل نگرفت. ملا که […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

پروفسور محمود حسابی تکه نخی را آماده کرد

جی۵ لاین: پروفسور محمود حسابی تکه نخی را آماده کرد و به دست پسرش ایرج داد و گفت: بیا و دور سرم را با این تکه نخ اندازه بگیر.پسرش با شرمساری سکوت کرد و دستور […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

دوستم قیمت بلیط را از فروشنده پرسید

جی۵ لاین: یک روز قرار بود به همراه یکی از دوستانم و دو پسر کوچکش به تماشای یک مسابقه ورزشی برویم. هنگام بلیط خریدن دوستم قیمت بلیط را از فروشنده پرسید. فروشنده پاسخ داد: قیمت […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

گاومیش ها برای پیدا کردن غذا به مزارع حمله می کردند

جی۵ لاین: در زمان های گذشته روستایی بود که مرتب مورد هجوم گاومیش های وحشی قرار می گرفت. گاومیش ها در پی پیدا کردن غذا به مزارع مردم حمله می کردند و محصولاتشان را از […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

وقتی بزرگ شدید می خواهید چه کاره شوید

جی۵ لاین: روی تخت خواب در حال عوض کردن جای پسر کوچکم بودم که دختر چهار ساله ام سیما روی تخت پرید، کنار من نشست و گفت: مامان می خواهی وقتی بزرگ شدی چه کاره […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

او کوتاه ترین مرد در آن مهمانی بود

جی۵ لاین: روزی الیور وندر هولمز در مهمانی حضور پیدا کرده بود که بسیاری از سیاست مداران در آن شرکت داشتند. او کوتاه ترین مرد در آن مهمانی بود. یکی از حاضران به حالتی تمسخر […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

از اینکه مردم او را اینگونه ببینند خجالت می کشید

جی۵ لاین: یکی از مریدان شیخ ابوسعید ابوالخیر به نام خواجه حسن مردی خودخواه بود. روزی شیخ او را فراخواند و گفت: سبدی بردار و به بازار برو و مقداری جگر گوسفند بخر، آن را […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

خودم را عقل کل می دانستم و به کسی بها نمی دادم

جی۵ لاین: چهارده سالم بود که مجبور شدم همراه خانواده از شهری که در آن بزرگ شده بودم به شهری دورتر مهاجرت کنم. در دوران بلوغ بودم و تمام وجودم را کینه و تنفر پر […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

پزشکی رشته سختی است و سخت کوشی می طلبد

جی۵ لاین: روزی استادی در سر کلاس زیست شناسی رو به دانشجویان پزشکی خود کرد و گفت: می دانم که شما در این ترم بسیار تلاش کرده اید و می دانم که برنامه های سخت […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

ما خیلی نگرانیم چون تو نمی توانی خوب رانندگی کنی

جی۵ لاین: هنوز چند روزی از جشن تولد ۱۹ سالگی سوزان نگذشته بود که تصمیم گرفت گواهی نامه رانندگی اش را بگیرد. از آنجایی که پس انداز او تنها برای گذراندن دوره های آموزشی کافی […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

زوج ثروتمندی نبوده و زندگیمان را از صفر شروع کردیم

جی۵ لاین: نوزده ساله بودم و تازه عروس. هر روز صبح شوهرم را تا آستانه ی در همراهی می کردم، غذایش را به دستش می دادم و وقتی شروع به رفتن می کرد برایش دست […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب