بایگانی | داستان مثبت

در اسرع وقت برایم یک نوبت رزرو کنید

جی۵ لاین: مردی به دندانپزشک خود تلفن زد و گفت: لطفا در اسرع وقت برایم یک نوبت رزرو کنید. در دندانم یک حفره بسیار بزرگ ایجاد شده که باید هر چه سریع تر ترمیم شود. […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

ترسش از این بود که انتخاب نشود

جی۵ لاین: وقتی از موقعیتم در زندگی دلسرد و یا ناراحت می شوم یاد امید کوچولو یکی از همکلاسی های پسرم می افتم. قرار بود که در مدرسه پسرم یک گروه تاتر تشکیل شود و […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

اتومبیلم لیز خورد و چندین بار چرخید

جی۵ لاین: در یک روز بارانی تصادف وحشتناکی داشتم. آخرین چیزی که به یاد دارم این بود که اتومبیلم لیز خورد و چندین بار چرخید.  زمانی به هوش آمدم چهار روز از زمان تصادف گذشته […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

چرا چوب کبریت های سوخته را دور ریختی؟

جی۵ لاین: مرد نیازمندی برای درخواست کمک مالی به در خانه ثروتمندی رفت، خواست در بزند که ناگه صدای صاحبخانه را شنید که با تندی به مستخدمش می گوید: چرا چوب کبریت های سوخته را […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

چه کسی این اسکناس را می خواهد؟

جی۵ لاین: سخنران مشهوری در یکی سمینارهایش اسکناسی ۲۰ دلاری را در مقابل ۲۰۰ نفر از مخاطبانش بالا گرفت و گفت: چه کسی این اسکناس را می خواهد؟ تمام دستها فورا بالا رفتند.

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

آمده ام اینجا که کمی غذا از شما درخواست کنم

جی۵ لاین: زن و شوهری بر سر سفره غذا نشسته بودند که ناگهان فقیری در خانه شان را زد و گفت: فقیری گرسنه هستم. عطر غذایتان به مشامم رسید. آمده ام اینجا که کمی غذا […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

زمان قحطی بود و مردم بسیار گرسنه بودند

جی۵ لاین: زمان قحطی بود و مردم بسیار گرسنه بودند. همه چهره ها درهم و گرفته و زرد بود. مردم آنچنان تحت فشار بودند که برای رفع گرسنگی به حیوانات باربر خود هم رحم نمی […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

وقتی داشت از مدرسه باز می گشت تلفن همراهش را دزدیدند

جی۵ لاین: روزها یکی یکی می گذشتند و سارا به روز تولد ۲۷ سالگی اش نزدیکتر می شد. او در مدرسه ی ابتدایی کار می کرد و بسیار پر مشغله بود. روزی سارا برای اجرای […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

عقربی در رودخانه در حال غرق شدن بود

جی۵ لاین: مردی همراه دوستش در حال گذر از کنار رودخانه ای بود که دید عقربی اسیر آب گشته و در تلاش است خود را نجات دهد. آستین هایش را بالا زد و آماده شد […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

آیا مایلی هزار شمش طلای دیگر هم داشته باشی؟

جی۵ لاین: مردی با ایمان به آهستگی مشغول مناجات با خداوند بود. بازرگانی ثروتمند که از نزدیکی او می گذشت با دیدن خلوص و ابراز بندگی مرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت از این رو […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

تنها یک نفر میان ما بود که با دیگران خو نمی گرفت

جی۵ لاین: با چند نفر از دوستانم قرار گذاشتیم که با تور مسافرتی به جنگلی در کانادا سفر کنیم. ۲۵ نفر دیگر هم همراه ما بودند. اکثرا زن و شوهرهای عاشق سفر و چند نفری […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

آیا مایلی به الهه خون اهدا کنی؟

جی۵ لاین: سالها پیش وقتی به عنوان داوطلب در بیمارستانی کار می کردم با دختری کوچک به نام الهه آشنا شدم که از بیماری نادر و سختی رنج می برد. تنها شانس بهبودی اش تزریق […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

قیمت بستنی گردویی چقدره؟

جی۵ لاین: چند سال قبل در زمان دانشجویی در کافی شاپ هتلی پیشخدمت بودم. دختری جوان و پر شر و شور و البته کمی بی حوصله، اما در هر صورت کارم را به سرعت و […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

سارا برای خرید هدیه عید نوروز به میزان کافی پول نداشت

جی۵ لاین: سارا در اروپای شرقی زندگی می کرد و بزرگترین آرزویش این بود که برای عید نوروز به اندازه کافی  پول داشته باشد تا بتواند برای خانواده و دوستانش هدایایی بخرد. اما او پولی نداشت، […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

روزی مقابل آینه ایستاد و با حسرت به خودش نگاه کرد

جی ۵ لاین: کاترین در دبستان تدریس می کرد و به کارش نیز علاقه مند بود . با این وجود همواره از جمع هراس داشت و در بسیاری از محیط های اجتماعی احساس ناراحتی زیادی […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب

مهم آن است که ما را به مقصد می رساند

جی۵ لاین: روزی سفیر بریتانیا در ایران برای جلسه ای می بایست به دیدن سفیر هندوستان می رفت. او همراه با یکی از دوستان ایرانی خود سوار بر درشکه ای شد. در آن زمان مردم […]

دیدگاه مفید - ادامه مطلب